تبليغاتX
فقط میرحسین موسوی
 وعده دیدار دوباره ما روز 13 آبان؛ از امروز شروع به اطلاع رسانی کنیم!

اکنون که برای همه مسلم شد که جنبش سبز ما از هر زنده ای زنده تر است ... 
وعده دیدار دوباره ما روز 13 آبان ...

از همین امروز اطلاع رسانی کنید!!!
ما پیروزیم... چون انسانیم...چون بسیاریم...چون متحدیم!!!

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در شنبه بیست و نهم اسفند 1388 و ساعت 12:3  
 فقط میرحسین موسوی

تنها سایت رسمی

مهندس میرحسین موسوی

کلمه

www.kaleme.com

www.kaleme.com

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در شنبه بیست و نهم اسفند 1388 و ساعت 0:12  
 مخالفالفان نظام هیچ گاه وارد جنبش سبز نشدند/خواهان آزادی همه زندانیان، بخصوص زنان زندانی هستم

کلمه:مهندس میر حسین موسوی به همراه زهرا رهنورد با حضور در منزل فیض الله عرب سرخی عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که بیش از چهار ماه از بازداشت او می گذرد با خانواده او ملاقات و از آنها دلجویی کردند .

به گزارش خبرنگار کلمه میر حسین موسوی در این دیدار با ابراز تاسف از بازداشت چهره های سیاسی تاکید کرد : چه آنهایی که فرزند این انقلاب بوده و برای این انقلاب زحمت کشیده اند و چه جوان هایی که با نیت پاک وارد جنبش شده اند و این جنبش را با پاکی و صداقت خود به پیش بردند هدفی جز ساختن کشور و اعتلای آن نداشتند .

وی تاکید کرد : هیچ کدام از این دو گروه به دنبال خرابکاری نبوده و همه دنبال ساختن کشور بودند و من نمی دانم چرا کسی این موضوع را نفهمید .

میر حسین موسوی تصریح کرد : کسانیکه مخالف نظام بودند هیچ گاه وارد این جنبش نشدند .

وی با بیان اینکه مسیری که ما در آن قدم گذاشته ایم سختی های زیادی دارد افزود : از پیش از انقلاب سختی های زیادی کشیده ایم و سختی های این دوران را هم ادامه همان مسیر می دانیم .

موسوی خاطر نشان کرد : مطمئنا روند به سمت بهتر شدن است و همه چیز نهایتا به نفع کشور پایان می یابد.

نخست وزیر محبوب امام در ادامه با اشاره به چهره های سیاسی که در جریان حوادث پس از انتخابات باز داشت شده اند گفت : بازجوها در مکالمه ها و دیالوگ های شبانه روزی که با فرزندان انقلاب دارند به چالش کشیده می شوند طبیعی است که به فکر فرو روند و شبها در خلوت خود فکر کنند .

وی ادامه داد : در حال حاضر اطلاعاتی که از زندان ها به ما می رسد حکایت از آن دارد که این گفتمان چالش بر انگیز بین بازداشت شدگان و بازجوها بوجود آمده است .

مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه از روز اول به آنها گفتیم رسانه ها را آزاد کنید اضافه کرد : اگر رسانه ها آزاد باشند و مردم بتوانند حرفشان را بزنند اکنون به اینجا نرسیده بودیم .

وی تاکید کرد : یکی از اصلی ترین مشکلاتی که امروز با آن مواجه شده اند به دلیل محدودیت رسانه هاست .

نخست وزیر امام تاکید کرد : با مردم باید با ملاطفت برخورد کرد چه آنهایی که فرزندان این انقلاب بوده و برای نظام زحمت کشیده اند و چه جوان هایی که با نیت پاک وارد این جنبش شده اند . زدن و زندانی کردن و اخراج از دانشگاهها و خوابگاهها راه حل مشکل نیست .

وی تاکید کرد:راه حل آنست که مردم به بینند مقصرین کهریزک و خوابگاه ها به سزای اعمال خود رسیده اند ، راه حل آنست که اگر عده ای به دلایل سیاسی دستگیر شده اند مطابق قانون اساسی در مقابل هیئت منصفه و بصورت علنی محاکمه شوند تا هم هیئت منصفه و هم مردم دفاعیات آنها را بشنوند .

موسوی گفت : اجرای ناقص قانون اساسی همه آنرا بی اعتبار خواهد کرد و مرجعیت آنرا بعنوان میثاق ملی و دینی از بین خواهد برد .

در این دیدار زهرا رهنورد به نقش بزرگ زنان در آرمانهای آزادیخواهانه رفع تبعیض و جنبش سبز اشاره کرد و گفت : در شرایط فعلی زنان ایران از پتانسیل بالای فکری – علمی – اجرایی و مبارزاتی برخوردارند و در جنبش سبز نیز پیشتاز بوده اند . زنان نه تنها به منافع ملی کشور خود می اندیشند و در راه تحقق آن و آرمانهای دموکاتیک فعالیت می کنند ، بلکه در رابطه با رفع تبعیض نیز مطالبات خود را پیگیری می کنند .

وی در بخش دیگر از صحبتهای خود گفت : در بند کردن زنان آزاد اندیش چه آنان که برای رفع تبعیض مبارزه کرده و زندانی شده اند و چه آنانکه در جنبش سبز پیشتاز بوده اند ، جفای بزرگی در حق آزادی و آرمانهای اسلامی است . لذا همینجا ، آزادی بی قید و شرط همه زندانیان ، بخصوص خواهان آزادی فوری زنان زندانی هستم .

وی خاطر نشان کرد:زندانی کردن وجهه بسیار بدی برای نظام جمهوری اسلامی به مردم ارائه می دهد .

در این دیدار همچنین خانواده عرب سرخی گزارشی از آخرین وضعیت فیض الله عرب سرخی مطرح کردند.به گفته همسر عرب سرخی آخرین دیدار او با همسرش مربوط به چهارشنبه هفته گذشته بوده که در این ملاقات همچنان به دختران او اجاز دیدار با پدر را ندادند.

همسر عرب سرخی با انتقاد از بلاتکلیفی و عدم تشکیل دادگاه علی رغم اتمام بازجویی ها گفت:همسرم در آخرین ملاقات خود گفت که به بازجویش گفته است آنقدر به راهی که در این ۳۰ سال برای نظام و انقلاب رفته ام اعتقاد دارم که اگر همین امروز با دلایل واهی مرا اعدام کنید فکر می کنم پیش برادران شهیدم خواهم رفت.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 17:37  
 بیانیه مهم شماره ۱۴ مهندس میرحسین موسوی در آستانه سیزدهم آبان

کلمه:  مهندس میرحسین موسوی  در آستانه ی یوم الله سیزدهم آبان بیانیه ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کرد . به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 16:1  
 مهندس میرحسین موسوی: قول و قرار های ژنو موجب حیرت است

دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است. آقایان فقط به امروز فکر می کنند و نتیجه آینده رفتارهای امروزشان برایشان اهمیتی ندارد. وگرنه تن دادن به چنین ریسک هایی در زمینه سیاست داخلی و سیاست خارجی، با هیچ منطقی قابل قبول و دفاع نیست.

کلمه: مهدی کروبی روز گذشته به دیدار میرحسین موسوی رفت تا با حضور در دفترکار او به رایزنی در خصوص فضای حاکم بر کشور، عملکرد دستگاههای اجرایی و برخی حوادث پس از انتخابات بپردازد. به گزارش خبرنگار “کلمه” در این دیدار، مهدی کروبی و میرحسین موسوی به مشورت در باب اقدامات آتی خود و تحلیل فضای آینده کشور پرداختند. همچنین در این نشست مقرر شد که این دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری گذشته، به تقویت راههای ارتباطی خود به رغم برخی محدودیت ها بپردازند.

مهدی کروبی در ابتدای این دیدار به حوادثی که در نمایشگاه مطبوعات اتفاق افتاده اشاره کرد و ضمن اظهار تاسف از برخوردهای ناشایستی که به هنگام بازدید او و علیرضا بهشتی از نمایشگاه از سوی اقلیتی سازمان یافته صورت گرفته، گفت:«تاسف می خورم که در نمایشگاه مطبوعات که باید محل تعاطی فکر و اندیشه باشد به برکت توقیف مطبوعات نه تنها فضایی بی روح حاکم شده است که علاوه بر ان عده ای چنین نادانانه برخورد می کنند و مشخص نیست که با این رفتارها می خواهند کشور را به کجا ببرند.»

میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به فیلم هایی که از نمایشگاه و صحنه های یادشده، دیده است اعلام کرد که« به رغم توقیف مطبوعات، جمعیت مشتاق کثیری را دیدم که در نمایشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمایت می کردند. و این گویا موجب ناراحتی اقلیتی است که درنتیجه دست به چنین اقداماتی می زنند».

در ادامه این نشست، مهدی کروبی ضمن اشاره به دوران نخست وزیری موسوی و حرکت او با مردم گفت:«شما به خوبی از کارهایی که من کرده ام مطلع هستید. من به واسطه مسئولیت هایی که در کمیته امداد و بنیاد شهید و مجلس داشته ام، همیشه با مردم در ارتباط بوده و هستم.می بینم که وضعیت مردم بسیار خراب است. فقر و فساد و فحشا و کلاه برداری بسیار زیاد شده است و اینها نتیجه عملکرد بد و نادرست دستگاههای اجرایی و عدم برنامه ریزی است.»

مهدی کروبی در ادامه ضمن مقایسه گذشته و حال گفت:«متاسفانه آلودگی های اقتصادی برخی از مسئولان یکی از دلایل اصلی در گسترش فساد در جامعه است. من به یاد دارم که زمانی انقدر سلامت اقتصادی حاکم بود که یک مسئول دولت هزینه مداوای یک عضو خانواده اش در بیمارستان را نداشت و به ما در بیمارستان بنیاد شهید مراجعه می کرد اما امروز متاسفانه شرایط دیگری حاکم است. دغدغه من این است که این نسل جدید که اوضاع فعلی را می بیند گمان نکند که از اول انقلاب شرایط بر همین منوال بوده است .این نسل باید بداند که چنین الودگی های گسترده اقتصادی امری جدید و بدیع است.»

مهدی کروبی با اشاره به این دغدغه خود گفت:« حساسیت من وقتی بیشتر می شود که می شنوم که می گویند این دولت، گفتمان امام و انقلاب را زنده کرده است. با این کار آبروی امام و انقلاب را هم می برند. مردم و خصوصا نسل جدید باید بفهمند که ما فرزندان امام مخالف این رویه ای هستیم که امروز بر کشور حاکم شده است.»

مهدی کروبی همچنین گفت که « امروز مبالغه هایی در مورد برخی افراد و مکان ها می شود که موجب شک و تردید مذهبی در برخی افراد و نسل جدید می تواند بشود. مثلا می شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شان مسجدالحرام و مسجدالاقصی به عنوان مکان های مقدس می آورند و این اقدامات تنها باعث می شود که اعتماد مردم به اعتقادات قبلی شان هم سست شود. واقعا نمی دانم که برخی اقایان چه انگیزه ای دارند برای اینکه همه چیز را به هم بریزند و مردم را به همه چیز از دین گرفته تا تاریخ گذشته شان بی اعتقاد کنند.»

در ادامه این دیدار میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به مشکلات جاری در اداره کشور گفت:« دردها مشترک است و من نیز بر این مشکلاتی که شما اشاره کردید و بسیاری مشکلات دیگر واقفم. به عنوان مثال گفتگویی که در زمینه هسته ای در ژنو صورت گرفته است واقعا مورد حیرت است قول و قرارهایی که در ژنو داده شده اگر اجرا شود برباد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد و اینها نتیجه ماجرا جویی و عبور از اصول و منافع ملی در سیاست خارجی ما است و جالب آنجاست که به فرزندان انقلابی و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمایل به غرب و شرق می زنند و خود بصورت آشکار و مکرر در مقابل آمریکا کرنش می کنند . باید بسیاری از مسائل برای مردم بازگو شود تا انها بدانند که در کشور و مدیریت اجرایی چه می گذرد. من زمانی که در نخست وزیری بودم نیز تاکید بسیاری داشتم که نیروهای نظامی نباید وارد مسائل اقتصادی بشوند.»

میرحسین موسوی در ادامه این دیدار با اشاره به مدیریت سوء در کشور و برخی اتفاقات در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی گفت:« دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است. آقایان فقط به امروز فکر می کنند و نتیجه آینده رفتارهای امروزشان برایشان اهمیتی ندارد. وگرنه تن دادن به چنین ریسک هایی در زمینه سیاست داخلی و سیاست خارجی، با هیچ منطقی قابل قبول و دفاع نیست.»

موسوی در ادامه با اشاره به محکمه هایی که برگزار می شود و بازداشت هایی که صورت می گیرد و اعترافاتی که پخش می شود نیز گفت:«برخی فکر می کنند که با چنین حربه هایی می توانند وضعیت را به وضع سابق برگردانند. اما سودای محال دارند و نمی فهمند که با هیچ حربه ای حتی با تهدید و بازداشت و محاکمه و اعتراف گیری هم نمی توان جامعه امروز را به جامعه یک سال قبل برگرداند.»

موسوی اضافه کرد :” آزادی زندانیان سیاسی یک خواست ملی است که میتواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند .”

گفتنی است که در پایان این دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی به رایزنی درخصوص تقویت ارتباط خود با یکدیگر و افزایش رابطه خود با مردم به رغم بسته بودن بسیاری از کانالهای اطلاع رسانی و ارتباطی پرداختند.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 17:51  
 سر جنبش سبز اینجاست

کلمه : پربیراه نیست اگر شب مناظره میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد را نه تنها نقطه عطف تاریخ انتخابات بلکه نقطه عطف تاریخ ۳۰ سال گذشته بنامیم. شبی که هر کلمه و جمله نامزدهای انتخابات هزاران حرف و حدیث داشت و توضیح هر کدام مثنوی هفتاد من کاغذ.

اما در آن شب میرحسین موسوی جمله یی گفت که بازخوانی اش عجیب به کار این روزها می آید. آن هنگام که کاندیدای اصلاح طلبان در واکنش به ابراز ناخشنودی احمدی نژاد از مانور حامیان میرحسین روی حمایت های مردمی از کاندیدای رقیب گفت؛ آقای احمدی نژاد نکند تنها آنهایی که به استقبال تو می آیند مردمند و آنهایی که از ما حمایت می کنند مردم نیستند.

جمله یی که مخاطبش نه تنها رئیس دولت نهم بلکه تمام آنهایی بود که از به راه افتادن موج حمایت از میرحسین موسوی که گوشه و کنار شهر با نمادهای سبزرنگ خودنمایی می کردند دل نگران بودند؛ نگرانی که هنوز که هنوز است ادامه دارد.

به گزارش اعتماد، هفته گذشته یکی از جراید صبح ایران عکس صفحه نخستش را به انعکاس تصاویری اختصاص داده بود که در نوع خود جالب توجه می نمود. شاید برای اولین بار در ۳۰ سال گذشته بود که عکس «فائقه آتشین» یا همان «گوگوش» و رضا پهلوی در صفحات یک روزنامه آن هم از نوع اصولگرایش منعکس شد تا در کنار تصاویر دالایی لاما رهبر معنوی بوداییان، شهره آغداشلو، شیرین عبادی، حنا مخملباف، بهمن قبادی و… از آنان به عنوان «حامیان بیرونی جنبش سبز» یاد کرده و این نتیجه را بگیرد که حمایت آن سوی آب های سبز از جنبش سبز برای تحت الشعاع قرار دادن پیروزی های هسته یی است و البته نتیجه بزرگ تر آن که «جنبش سبز این روزها بیشتر از آنکه در وطن جایی داشته باشد در آن سوی مرزها شناخته می شود». این روزنامه در پایان گزارش اش از «مبدعان داخلی نمادهای سبز» خواسته بود تکلیف خود را با این طیف روشن کنند تا «جبهه ها» قدری شفاف شوند.

این روزنامه جناح راست از رهبران جنبش سبز خواسته بود تکلیف خود را با حامیان بیرونی روشن کنند. با مروری بر این سوال، این پرسش تازه پیش می آید که وقتی مشخص کردن موضع کاندیدایی که پیروز انتخابات اعلام نشده با حامیان آن سوی آب ها از این درجه از اهمیت برخوردار است موضع کاندیدایی که پیروز انتخابات اعلام شده و حامیانش معتقدند رئیس «جمهور» است با حامیان داخلی جنبش سبز چه بود و چه خواهد بود؟ این پرسش آنجایی اهمیت می یابد که به اعتقاد تحلیلگران و ناظران رای به رقبای احمدی نژاد در انتخاباتی که گذشت بیش از آنکه رای به کاندیدایی خاص باشد «نه» به رئیس دولت نهم بود.

هرچند در شرایطی که محمدباقر قالیباف شهردار همسو و هم جهت وی اعلام کرد تنها در یکی از روزهای راهپیمایی معترضان سه میلیون نفر در پایتخت شرکت داشتند رئیس دولت آنها را به هیچ بینگارد. برخی هم با ایما و اشاره آنچه از فردای انتخابات تا امروز با برخی از هواداران رفت را فرایاد می آورند تا سوال کنندگان جواب خود را نه با حرف که در عمل ببینند.

اما در کنار تصاویر روزنامه اصولگرا جای دو تصویر خالی گذاشته شده و سفید بود. ما هم با استقبال از طرح پرسش هایی از این دست و همان «شفاف سازی» اصولگرایان بر آن شدیم تا برای تکمیل پازل صفحه نخست این روزنامه تصاویری از حامیان این جنبش در درون کشور را پیشکش کنیم تا مسوولان آن روزنامه به سلیقه خود هرکدام را که خواستند جای آن دو تصویر، قاب بگیرند.

چرا که این مقوله نیز همانند هر موضوع دیگری سکه یی دورو است و حال که برخی حامیان سکه را از آن سویش دیده اند نوبت این رسیده که سکه برگردانده شود و بر طرف دیگر که گویا اصولگرایان حامی احمدی نژاد خوش ندارند ببینند و به رویشان بیاورند مروری شود تا جای خالی تصاویر پر و پازل تکمیل شود چرا که هرچند برخی از حامیان احمدی نژاد دوست دارند حامیان میرحسین موسوی را «ریز» ببینند برخی از عقلای اصولگرا پیشاپیش پاسخ سوال ها را داده و حرف آخر را اول زده اند چنان که محمدرضا باهنر نماینده اصولگرا و از چهره های شاخص جناح راست در مجلس در گفت وگویی با ضمیمه روزنامه اعتماد اعتراف کرد آرای میرحسین موسوی آرای «کیفی» بوده و میرحسین موسوی توانسته آرای «۱۳ میلیون» از جامعه دانشگاهی، نخبگان سیاسی، روشنفکران و پایتخت نشینان را به سبد خود هدایت کند.

هرچند به اعتقاد وی میرحسین موسوی از این پتانسیل به خوبی استفاده نکرده اما شاید اذعان یکی از راستی هایی که اتفاقاً در حمایت از احمدی نژاد در دولت نهم سنگ تمام گذاشت پاسخ روشنی باشد برای سوال این روزنامه اصولگرا که پرسیده بود «سر جنبش سبز کجاست؟»

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 13:36  
 میر حسین موسوی: همه ما در حراست از امنیت، وحدت و تمامیت ارضی مسوولیم

کلمه: در پی اقدام ددمنشانه روز گذشته تروریستها در به شهادت رساندن جمعی از فرزندان کشور میرحسین موسوی پیام تسلیتی صادر کرد. به گزارش “کلمه” متن کامل پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
خبر شهادت تعدادی از فرماندهان سپاه پاسداران و دیگر افراد بیگناه در حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان مردم ما را متاثر کرده است. خشونت لجام گسیخته‌ای که تعصب و قشری‌گری در مرزهای شرقی کشور ما بر انگیخته است جا دارد این تامل را در ما برانگیزد که بذرهایی از این نوع در هر کجا و هر زمان که کاشته شوند به فاصله چند سال چه بحران های ریشه‌داری را شکل می‌دهند و چگونه مجال زندگی را بر انسان‌ها تنگ می‌کنند. وظیفه ملی همه ایرانیان از هر قشر و قومیتی است که اجازه صدور بحران‌هایی که هنوز به خارج از مرزهای ما تعلق دارند را به خاک خود ندهند. امنیت، وحدت و تمامیت ارضی کشور ودیعه‌ای بزرگ است که همه ما در زمینه حراست از آن در برابر نسل‌های آینده مسئولیت داریم.
اینجانب ضمن محکوم کردن حادثه تروریستی اخیر برای شهیدان آن رحمت و مغفرت و برای بازماندگانشان صبر و اجر از خداوند مسئلت می‌کنم.

میر حسین موسوی

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 13:35  
 اولین مصاحبه ویدیویی مهندس میرحسین موسوی بعد از انتخابات + لینک دانلود فیلم

تا زمانی که وجود بحران قبول نشود و مردم اغتشاشگر نامیده شوند راه حلی پیدا نخواهد شد

لینک دانلود اولین مصاحبه ویدیویی مهندس میرحسین موسوی

http://images.kaleme.com/Mosahebe%201%20MirHossein.kaleme.flv

 

متن کامل سخنرانی به شرح زیر است:

توضیح درباره طرح وحدت ملی

این اصطلاح به اشکال گوناگونی مطرح می شود که خوب است این موضوعات از همدیگر تفکیک شود. من در دیداری که بانمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتم، بحث وحدت ملی را مطرح کردم که در آنجا قصد من از این اصطلاح بیشتر اشاره به یک حس و اراده جمعی بود که در طول انتخابات تشکیل شد که براساس پیوند با میراث تمدنی و منافع ملی خودمان در جهت سعادت و پیشرفت کشور بود و منظری که برای آینده گشوده می شد اهمیت پیدا می کرد و همه شاهد بودیم که علاقه ای در این باره در کشور ایجاد شده بود.

گمان می کنم حتی با توجه به مسایل بعد از انتخابات این سرمایه همچنان باید حفظ شود و سعی شود که تقویت شود ، وحدت ملی از این لحاظ فوق العاده برای ما مهم است و همه باید روی آن تکیه کنیم. در این جا منظور از وحدت ، وحدت بین همه اقشار است روشنفکران و مردم ، دانشجویان با مردم و قومیت ها مختلف با هم و فرهنگ های مختلف باهم است.

در استانه انتخابات زنجیره سبزی که میدان تجریش را به میدان راه آهن جوش داد یکی از بهترین مظاهر وحدت بود که همه اقشار مردم در آن شرکت کردند و این مساله در سراسر کشور ما موج پیدا کرد و بر اساس چنین تصوری ایده راه سبز امید شکل گرفت .

منتهی غیر از این موضوع مساله وحدت ملی در معانی دیگری هم بکار گرفته شد که بعد از مشکلات و مسایلی که در کشور پیش آمد که همگی بخوبی به آن وقوف داریم یک عده ای با انگیزه های گوناگون و گاه با انگیزه های خیر به دنبال این بودند که آیا می شود در گفت و گوهای افراد سیاسی می شود دامنه تنش ها را کم کردیا نه؟در این باره یک طرحی آقای هاشمی رفسنجانی داشتند یک موقعی هم بحث این شد که آیت الله مهدوی کنی در این باره نظریاتی دارند، کلن افراد گوناگونی در این باره اظهار نظر کردند. آن چه در این جا مهم است این که بنده تا بحال در این رابطه اظهار نظری نکرده ام با توجه به این معنا.

منتهی با توجه به شایعاتی که از بحث هایی که در این باره مطرح است من یک خاطره ای از حضرت امام دارم که نقل می کنم ، نکته ای در آن هست که بنده بر اساس آن عمل می کنم. برسر مساله مک فارلین که بحرانی ایجاد کرد و مردم هنوز نمی دانستند که مک فارلین به ایران آمده یا چه اتفاقی افتاده ، این که آیا ایشان محرمانه به ایران آمده و برگشته . این موضوع اولین بار در یک روزنامه سوریه ای مطرح شد و در اینجا در بحثی که در میان سران سه قوه شکل گرفت گفته شد که این مساله به داخل کشور هم کشیده خواهد شد و با توجه به حسی که به مساله رابطه با آمریکا و گفت و گو با آمریکا وجود داشت طبیعی است که بحرانی را در داخل کشور ایجاد کند، روسای سه قوه که بنده هم در خدمتشان بودم به اتفاق رفتیم خدمت حضرت امام (ره) و با ایشان صبحتی داشتیم. وقتی این مساله برای ایشان توضیح داده شد که چگونه ، چطور و به چه دلیلی اصلن این فرد با چه گروهی آمدند و رفتند و نتیجه چه بود و گفته شد که این مساله در یک روزنامه لبنانی یا سوریه ای مطرح شده و به ایران هم خواهد کشید، ایشان فرمودند که بروید و به مردم این مساله را بگویید، مردم باید در جریان باشند و یک مقداری هم بحث کردند در این رابطه . وقتی که می خواستیم بلند شویم ایشان یک جمله فرمودند که همیشه به عنوان یک جمله ی طلایی و مهم در ذهن بنده مانده است. ایشان فرمودند؛ هیچ موقع کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید. که بنده این مساله در ذهنم باقی مانده است.

برای همین اگر گفت و گویی باشد، صحبتی باشد، بحث و موضوعی باشد طبیعتا به عنوان یک همراه این جریان عظیم با مردم آن را درمیان خواهم گذاشت و چیزی نخواهد بود که نتوانم از آن دفاع کنم.

طبیعی است که در این رابطه با توجه به ضعفی که رسانه های ما دارند و برعلیه راه سبز امید فعالیت می کنند و ما رسانه رسمی نداریم و تمام رسانه های ما محدود شده است ، خبرهایی که در این رابطه یا مسایلی شبیه به این منتشر می شود خوب است که مردم به این که خود این رسانه ها متعلق به چه جناحی هستند و با چه قصدی این اخبار را منتشر می کنند، انشالله توجه خواهند کرد. این می تواند به همه ما کمک کند که در یک فضای اندیشمندانه و پر از ارزش های مورد اعتقاد خودمان حرکت کنیم.


توضیح درباره این که آیا دیداریا تماسی در این باره با وی صورت گرفته است یا خیر؟

نه چنین صحبتی نشده است، البته من در جریان پیشنهادی که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه مطرح کردند و بعد پیشنهاداتی که تعدادی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام به ایشان کردند، هستم و همچنین از طریق رسانه ها در جریان صحبت هایی هستم که انتساب داده می شود که آقای حضرت آیت الله مهدوی کنی و دیگران مطرح کرده اند. و گاهی هم دیده ام که دیگران و افرادی با نیت های خیر چنین مساله ای را مطرح می کنند، ولی تماس مستقیمی در این رابطه با بنده گرفته نشده و نه نامه نگاری صورت گرفته و نه مذاکره رسمی در این رابطه گرفته است. کلن در این رابطه کاری انجام نشده است.

درباره بیانیه شماره ۱۳ و اینکه چگونه باید راه سبز امید را زندگی کنیم

ملت ما یک حرکت بزرگی را شروع کرده و ماهم همراهش هستیم که انشاالله در گرو همین جهتی باشم که مردم در آن حرکت می کنند. اگر دقت شود اوایل این اتفاقاتی که در کشور افتاد بحث بود که چگونه باید حرکت کنیم و جواب ما چه باید باشد که از دستاوردهای بزرگ انتخابات و انقلاب اسلامی بتوانیم بهره مند باشیم و آنها را ادامه بدهیم. در این باره بحث حزب و جبهه و گروه های مختلف شد که مبارزات سیاسی تعریف شده در کشور یا در جهان مطرح بوده است ، ما فکر کردیم که آن نمی تواند مقصود و اهداف ما را برآورده کند و با تجربیات خود انتخابات خیلی همخوانی ندارد البته آن تجربیاتی که باهمدیگر داشتیم.

در این انتخابات ما دیدیم که خانواده ها ، گروه های سیاسی ، مذهبی ، هنری، فرهنگی و کلن هر کس در هرجایی که هست به شیوه خودش و بنا بر توانایی خودش کمک رساند و در این رابطه وارد این حرکت شد، در حقیقت دنباله هم بحثی است که داشتیم و مطرح شد که هر شهروند یک ستاد چنین کاری بصورت شبکه ای در کشور صورت گرفت.قدرت این حرکت هم از همین مساله نشات می گرفت نه از یک حرکت حزبی ، البته به این معنی نیست که احزاب موثر نبودند یا موثر نخواهند بود، نه آنها جایگاه خودشان را دارند و فوق العاده جایگاهشان ضروری است و ضرورت دارد که آنها هم همچنان فعالیت های خودشان را داشته باشند. ولی برای ادامه این راه و رسیدن به اهداف و آرمانها که تحت عنوان “ایران پیشرفته” مطرح شده است در جهت برآورده کردن خواسته های مردم و در حقیقت استیفای حقوق مردم ، ما فکر کردیم که مساله خیلی با بازتابی گسترده تر با توجه به تجربه انتخابات می خواهد پی گرفته شود، که همانطور هم شد و همین طور هم اعلام شد. در چنین نگاهی مهم نیست که هر کس چه قدر کمک می کند ، به چه شیوه ای کمک می کند، اصل این است که یک اراده و نیت همگانی در سطح کشور ایجاد شده و بشود ، حتی در یک خانواده و حتی یک فرد بتواند به تنهایی تا برسد به احزاب و گروه ها و تشکل هایی که سابقه دارند هر کس در چارچوب فعالیت های خود که در حال انجام است و با آن زندگی می کند بتواند به این حرکت عظیم کمک برساند. بنده همیشه اعتقاد داشتم یک آدم روشن دلی ، پیرزنی یا پیرمردی فردی که اصلن به هیچ نوعی نمی تواند در این فعالیت ها شرکت داشته باشد در گوشه خانه اش یک دعایی می کند ما این را به عنوان یک فعالیت در داخل این شبکه قلمداد کنیم تا برسد به فعالیت هایی که سازمان یافته و منظمی که هست.

امروز ما شاهد این هستیم که بصورت غیر عادی و استثنایی خلاقیت های هنری در میان گروه ها و دسته های هنری صورت می گیرد، این ها هیچ کدام تابع یک حرکت حزبی نیست ولی متعلق به یک شبکه گسترده اجتماعی است، ما تعداد کلیپ ها و سرودهایی که داریم در این مدت ساخته شده و تعداد طرح ها یی که در این مدت نقاشی شده ، کاریکاتورهایی که داریم در این مدت کشیده شده اصلن با هیچ دوره تاریخی کشورمان قابل قیاس نیست و در حقیقت آنها هستند که محتوای گفت و گو و حرکت این موج و این راه عظیم را هدایت می کنند و پیش می برند. این کار در داخل یک حزب صورت نگرفته است گاهی سه یا دو هنرمند باهم و یا در دسته های بزرگتر و کوچکتر در گوشه و کنار کشور و حتی در خارج از کشور به این راه کمک رسانده اند. همچنین گروه های مذهبی هستند ، هیات های مختلف ، هیات های خیریه و دسته های سیاسی و غیره .

درحقیقت در اینجا مبارزه تبدیل به یک زندگی شده است، زندگی که ادامه دارد و هیچگاه توقف پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه ای متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب ناپذیر هم هست و در یک فضای گفت و گوی همگانی هم این حرکت ها تسریع می شود مسیرش و پیش می رود. از این لحاظ رسانه ها اهمیت فوق العاده ای دارند و زحمتی که کسانی در رسانه های ما می کشند قابل تقدیر است و بنده همین جا بازهم توصیه می کنم با توجه به این که ما هیچ وسیله ای را در اختیار نداریم به این ابزار و وسیله بیشتر توجه شود و از امکاناتش بیشتر استفاده شود، این معجزه ای است که ما در طول انتخابات و بعد از انتخابات دیده ایم که باید با توجه به موقعیتی که داریم از این وسیله استفاده کنیم.

طبیعتا فضای زندگی های فردی و اجتماعی را از طریق رسانه ها به هم پیوند می دهیم و یک حرکت عظیم و گسترده و قابل دوامی را ایجاد می کنیم.

یکی از دلایل تداوم همین حرکت به نظر بنده همین قضیه است که متعلق به یک گروه اندک یا حزب و یا جریان مبارزه با تمام ابعاد و جزییات نیست بلکه یک جریانی است آمیخته با آرمان ها و آمال و شیوه زندگی خود مردم.
ما می خواهیم از تفسیر این که آیه ای که “خانه های خود را قبله قرار دهید ” الهام گرفته و این طور باشد که مردم در رجوع به شبکه وسیع اجتماعی و این تشکل های ریز و درشت خودشان که هر کدام ما در آنها چندین سهم و شرکت داریم در حقیقت این حرکت شکل و ادامه پیدا کند.

راه حل بحران چگونه بدست می آید؟

تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند ، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد.

برای همین وحدت ملی در معنای دومی که بنده ذکر کردم که فعالیت ها و دسته ها و گروه ها می کنند در این رابطه که برخی با نیت خیر است فکر می کنم که این مساله ضرورت دارد که در هر حرکتی به مردم احترام گذاشته بشود ، اکثریت مردم رانده نشوند ، مردم همه با هم اند حتی آنهایی که عقاید دیگری دارند، این تفکیک و تجزیه را ما می کنیم و متاسفانه مردم را از همدیگر جدا می کنیم . اصل این است که به مردم احترام گذاشته شود ، عقایدشان را قبول شود و این اصل که همه ما باید به قانون اساسی برگردیم و این که باید به حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان باید برگردیم ، آن موقع راه حل خیلی راحت پیدا می شود برای این مشکل.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 11:5  
 موسوی و خاتمی با یکدیگر دیدار کردند

مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی با یکدیگر دیدار و گفتگو كردند.

به گزارش "کلمه"، نخست وزیر دوران دفاع مقدس و رئیس دولت اصلاحات در این دیدار ضمن تاكید بر پایبندی جدی به قانون اساسی و معیارهای اصیل انقلاب و دفاع از جمهوری اسلامی، از تداوم اوضاع ناگوار كنونی به خصوص ادامه بازداشت‌ها، محدود كردن آزادی‌های اساسی بر خلاف قانون اساسی و موازین شرعی و اخلاقی، رواج بداخلاقی‌ها، تهمت‌زدن‌ها و ناروا گوئی‌ها و محروم بودن كسانی كه مورد تهمت و ناسزاگوئی قرار گرفته‌اند از امکان پاسخ، اظهار نگرانی كردند و این شرایط را بیش و پیش از هر چیز دیگر به زیان انقلاب، كشور و مردم دانستند.

آنها همچنین تاكید كردند که جامعه رشید و بیدار ما كه به خصوص به بركت انقلاب اسلامی راه خود را به سوی عدالت، آزادی، استقلال و سربلندی یافته است با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد و دلبستگان به انقلاب و امام و عظمت ایران و ایرانی نیز با وجود همه مشكلات و تهدیدها از وظیفه الهی و میهنی‌شان دست بر نخواهند داشت.

موسوی و خاتمی تاکید کردند که آنچه امروز بیش از هر چیز مورد نیاز است بازگشت به قانون اساسی و پرهیز از نقض، تحریف یا توجیهات ناروا نسبت به این میثاق گرانسنگ ملی است و اگر راه نقد سیاست‌ها و رفتارها بر روی كسانی كه در دلسوزی و دلبستگی آنان به جمهوری اسلامی و سرافرازی و استقلال میهن تردیدی نیست بسته شود، اگر با حضور انتقادی و اعتراض مدنی مردم مقابله شود و اگر تریبون‌های رسمی و رسانه‌هائی كه باید در خدمت آرمان‌های انقلاب و مصالح جامعه باشند با جعل، تحریف، دروغ‌پردازی، اهانت و ناروا گوئی فضا را آلوده‌تر كنند، بی‌تردید مناسبترین موقعیت برای فعال شدن جریان‌هایی پدید خواهد آمد كه با اصل انقلاب و نظام سر سازگاری ندارند.

این دو یار امام راحل خاطر نشان کردند: به نفع آینده كشور است كه هر چه زودتر فضای امنیتی از بین برود و رسانه عمومی و روزنامه‌ها بتوانند به وظایف خود عمل نمایند.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 15:30  
 سید محمد خاتمي 66 ساله شد/برگزاري مراسم تولد در غياب ياران هميشگي

برخي از ياران هميشگي خاتمي كه در سالهاي قبل در اين مراسم شركت مي كردند به خاطر حوادث بعد از انتخابات و حضور در زندان نتوانستند در اين مراسم حاضر شوند.

دوستان و یاران سید محمد خاتمی امروز به همراه 66 شاخه گل رز و کیک تولدی که از سوی دوست دوران طلبگی رئیس دولت اصلاحات، حجت الاسلام سیدمحمود دعایی تدارک دیده شده بود، سالروز تولد خاتمی را به وی تبریک گفتند.
به گزارش سلام دراین مراسم كه دقايقي قبل از برگزاری نماز‌جماعت ظهر در دفتر حجت‌الاسلام سیدمحمد خاتمی برگزار شد، چند تن از وزرای دولت اصلاحات به همراه دوستان او حضور داشتند و سالروز تولد خاتمی را صمیمانه به او تبریک گفتند.
در اين مراسم لوح يادبودي از سوي حاضران به سيد محمد خاتمي اهدا شد كه در آن آمده است:
"عزيزاهل فكرو فرهنگ وفضيلت؛جناب حجت الا سلام والمسلمين سيد محمدخاتمي
زادروز خجسته مهر و مهرباني را كه فروغ گرمابخش روشنگرش از لبخند شكفته در چشم هاي نجيبت مي تراود تبريك مي گوييم.
خدا را مي خوانيم و مي خواهيم تا طعم تلخ صبر و صداقت را در كام اخلاق و نيك انديشي و جوانمردي ات شيرين كند و خاتم انگشتري زيبا و زينت افزاي ميهن را با نقش نام محمدي ات در آفاق محبت و معنويت درخشنده تر سازد.
شصت وششمين سالروز تولد استاد مهر مبارك باد.
اي دل دريايي ات اميدوار آَسمان شو ابر شو باران ببار
آب باران باغ صد رنگ آورد موج سبز از سينه سنگ آورد"

گفتني است ؛ سيد محمد خاتمی21 مهر ۱۳۲۲ ؛ در خانه پدري در اردکان چشم به جهان گشود؛ او سومين فرزند آيت الله سيد روح الله خاتمی است.
شايان ذكر است برخي از ياران هميشگي خاتمي كه در سالهاي قبل در اين مراسم شركت مي كردند به خاطر حوادث بعد از انتخابات و حضور در زندان نتوانستند در اين مراسم حاضر شوند.
|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 16:10  
 میرحسین موسوی: کسانی که حماسه 13 آبان را آفریدند، امروز در گوشه‏های زندان هستند

میرحسین موسوی طی دیدار روز گذشته خود با مهدی کروبی با اشاره به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده‏اند گفت: "شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده‏اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم، چندین وزیر داریم، نمایندگان، مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته‏اند، چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟" وی در ادامه با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود: "مدام اطلاعات غلط به مردم می دهند و فکر می کنند که مردم باور می کنند. همین تعداد کشته های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید؟ چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید."


 

میرحسین موسوی روز گذشته طی دیدار با مهدی کروبی در منزل وی درباره اتفاقات روی داده پس از انتخابات با وی به رایزنی و گفت و گو پرداخت. در این دیدار که با حضور خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفه‏ای که صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است‏، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.

در ابتدای این دیدار مهدی کروبی انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و گفت: "نظام می توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند." او با بیان این که رفتارهای پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه گذاری کرده بود، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهیم امینی اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی ها کرده اند.

کروبی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را " عجیب و غریب " توصیف کرد و با اشاره به واقعه ۱۶ آذر سال ۳۲ تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند همه این رفتار را یک عمل قبیحه دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند. او این موضوع را نشانه ای دانست برای آن که همه مسوولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یا کنند.

مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت شدگان منع کرده اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیر متمدنانه خواند. او همچنین اظهارات اخیر آقای محسنی اژه ای دادستان کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم. او این سخنان را برای رعب آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت: "چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟"

او با بیان این که برخی از نظامیان همچون فرمانده سپاه از اصلاح طلبان انتقاد می کنند که چرا برای تلویزیون ها و سایت های بیگانه خوراک فراهم می کنید گفت: "من از ایشان می پرسم که چه کسی برای آنها خوراک فراهم می کند؟ ما یا شما؟ چه کسی سخنان تند می گوید ما یا شما؟ چه کسی برخوردهای تند را سرلوحه کارهای خود قرار داده است ما یا شما؟"

کروبی همچنین به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت: "اولا من باید تاکید کنم که نگاه ما به رژیم صهیونیستی تغییر نکرده است. فلسطین همچنان مساله ماست و روز قدس نیز روز حمایت از مردم مظلوم فلسطینی و تبری از رژیم صهیونیستی است اما من می خواهم اشاره کنم به جمعیتی که به این مراسم آمدند و باید قدردان آنها بود. عموم کسانی که به دعوت ما به این مراسم آمدند شعاری هایی که دادند دررابطه با ایران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمی توان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشید. اگرچه مساله اصلی ما در این روز فلسطین است اما من می پرسم که آقایان توضیح دهند که چه اتفاقی در کشور افتاده است که روز فلسطین ناگهان مردم دو دسته می شوند و عده ای نگرانی های خود را در شعارهایشان بازتاب می دهند؟"

او درپایان سخنان خود تاکید کرد: "برخی درباره انتخابات به گونه ای سخن می گویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نه خانی رفته نه خانی آمده است. می گویند تقلب نشده است. آخر چرا این حرفها را به مردم می زنید؟ یعنی مردم نمی دانند که چه برسرشان آمده است؟ پس این اعتراضات چیست؟ می گویند که فلانی ۳۰۰ هزارتا رای آورده است و من در ۱۰ هزار صندوق حتی یک رای هم نداشته و در محل هایی که صندوق ها مستقر بود حتی یک طرفدار هم نداشته ام؟ این درحالی است که برخی از دوستان که پای صندوق بودند می گویند در فلان صندوق شما ۱۰۰ تا رای داشتید اما برای شما یک رای منظور شد. آخر یک حرفی بزنید که کسی به شما نخندد. اگر راست می گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم."

مهدی کروبی با اشاره به اینکه باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است بر این اساس به سخنان امام اشاره می کند و یادآور می شود: "بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان کردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید کسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر می دارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراک تهیه می کنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حرکتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام کنید. صدا وسیما که به یک رسانه جهت دار و تخریب گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت زدایی می کند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورد."

در ادامه این دیدار میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات به اتفاقی که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ رخ داد اشاره کرد و یادآور شد: "کسانی که آن حماسه را آفریدند، امروز در گوشه های زندان هستند و این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمی دانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند. این رفتارها باعث ایجاد زخم هایی بر روح و روان مردم می شود که به آسانی قابل درمان نیست."

وی به دادگاه‏هایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاح طلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت: "چه نتیجه ای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟"

میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده اند اشاره کرد و گفت: "در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است که همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفته اند یا رغبتی برای کار ندارند. شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان، مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته اند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟"

وی با اشاره به هشدارهای یک سال اخیر خود در خصوص سواستفاده برخی نهادهای قرت از دارایی های مالی کشور گفت: "ابهام در واگذاری سهام مخابرات و منابع تامین ۸۰۰۰ میلیارد تومان هزینه خرید آن از سوی سپاه پاسداران جای تاسف دارد". موسوی در ادامه به جنجال تبلیغاتی که با اسم انقلاب مخملی راه افتاده پرداخت و آن را یک بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممکن خواند و گفت: "متاسفانه این روزها از هر تریبونی حرفی در تخریب نیروهای انقلاب زده می شود. خصوصا آن که تریبون مقدس نماز جمعه اختصاص پیدا کرده است به تریبون یک جناح و تندروها برای حذف نخبگان و کسانی که نظر و رای دیگری دارند از هر وسیله استفاده می کنند."

میرحسین موسوی با اشاره به تاریخ روسیه و دوران کمونیست ها و رفتارهای آنها تاکید کرد: "در مقطعی افرادی بر سرکار آمدند و تلاش کردند و نیروهایی را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتاب ها و عکس های انقلاب خود، نقش آفرینان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاریخ، تاریخ دیگری را برای مردم خود و دنیا بیافرینند. حکومت آنها برچیده شد تاریخ نگاران آمدند و تاریخ واقعی را نگاشنتد. عده ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می کند. سه، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می کردند، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه های خود دورغ می پراکنند و ما را تخریب می کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟"

او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت: "آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا می توانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید می خواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نیز آقای لاریجانی از من پرسیده بود که حاضری به تلویزیون بروی؟ من نیز گفته بودم بله. در دیدار با آقای شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانونی را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود."

میرحسین موسوی با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود: "مدام اطلاعات غلط به مردم می دهند و فکر می کنند که مردم باور می کنند. همین تعداد کشته های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید؟ چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید."

موسوی با اشاره به فضای بسته ای که بوجود آورده اند گفت: "الان وضع به گونه ای شده است که هیچ کس نمی تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می کنند و ضد امام می خوانندش و برایش پرونده سازی می نمایند.
من می پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم ۷۰۰ صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید چرا چند صد صندوق را باز نمی کنید تا در یک برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند که چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟"

موسوی در پایان ابراز امیدواری کرد که دلسوزان نظام تدبیر کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمی توان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم برنزنید. دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 16:10  
 نامه سرگشاده مجمع روحانيون مبارز به رئيس قوه قضاييه:

عملکردهای ناصواب و سوء تدبیرهای آمیخته با خشونت، حیثیت و اقتدار جمهوری اسلامی را نشانه رفت

حضرت آیت الله لاریجانی

ریاست محترم قوه قضائیه

باسلام و تحیات

نزدیک چهار ماه از انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پیش و پس از آن می گذرد. در این دوره زمانی، ملت رشید ایران شاهد ناگوارترین صحنه ها و تلخ ترین حوادث سی ساله اخیر بود. حوادثی که دلسوزان انقلاب و علاقمندان ایران هرگز باور نمی کردند که روزی شاهد چنین صحنه ها و حوادثی باشند. خون هایی به ناحق بر زمین ریخته شده، زنان و مردانی ناعادلانه به بند کشیده شدند و هتک حرمت هایی صورت گرفت که قلم یارای نگارش آن ندارد.

عملکردهای ناصواب و سوء تدبیرهای آمیخته با خشونت، حیثیت و اقتدار جمهوری اسلامی را نشانه رفت و فاصله ای عمیق میان دولت - ملت ایجاد نمود و با کمال تأسف تلاش دلسوزان واقع نگر نیز به جایی نرسید و هر صدایی جز حمایت از وضع موجود و همگام شدن با افراطیونی که طعم شیرین قدرت، مانع واقع نگری آنان شده، با واژه هایی از قبیل خیانت، وابستگی به اجانب، براندازی نرم، شرکت در انقلاب مخملی و ... روبه رو شده و ابر غلیظ خشونت و کینه ورزی افق آینده ایران را سیاه و تاریک کرده است.

اگرچه در چنین فضایی، امید به تأثیرگذاری اقدامات خیر خواهانه کاهش پیدا کرده است امّا از آنجا که حضرت عالی در آغاز راه مسؤولیت پر مخاطره اداره قوه قضائیه قرار دارید به اقتضای آموزه های قرآنی و مستند به اصل هشتم قانون اساسی و با انگیزه خیرخواهی و امر به معروف و نهی از منکر لازم دیدیم نکاتی را متذکر شویم شاید التفات به نکات مورد اشاره، راهی برای برون رفت از شرایط ناگوار کنونی ارائه کند. 1-  قوه قضائیه که دستگاه تحت مسؤولیت شما است با اختیارات نشأت گرفته از قانون اساسی می تواند برون رفت از شرایط کنونی و ترمیم اعتماد آسیب دیده دولت- ملت را تضمین کند، مشروط بر آنکه قوه قضائیه براساس تعریف ارائه شده از این قوه در اصل 156 قانون اساسی مستقل بماند و مستقل عمل کند. همان طور که اگر هویت مستقل خود را از دست بدهد و از عهده وظایف و مسئولیت های خود بر نیاید و در نتیجه بازداشت های غیر قانونی و بی دلیل، دادگاه های فاقد شرایط و نمایشهای تلویزیونی ادامه پیدا کند این دستگاه قضایی است که باید علاوه بر پاسخگویی به موضوعاتی از قبیل بازداشتگاه کهریزک و جنایات رخ داده در آن، نسبت به تداوم قانون ستیزی و بی عدالتی هایی که شمه ای از آن نگاشته می شود نیز پاسخگو باشد.

حضرت آقای لاریجانی

نگذارید در بر همان پاشنه ای که تاکنون چرخیده است بچرخد. میثاق ملی ایرانیان یعنی قانون اساسی نقشه راه شماست. اصولی که ذیلاً آورده می شود مبیّن حقوق شهروندی آحاد جامعه و تعیین کننده حدود و مسؤولیت قوه قضائیه و مسؤولان محترم این قوه است.

1- اصل صد و شصت و هشتم قانون اساسی می گوید: رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می گیرد.

2- اصل سی و دوم: در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلیل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد، متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

3- اصل سی و نهم: هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به  هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

4- اصل سی و هفتم: اصل بر برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

5- اصل سی و هشتم: هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع، ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است و متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

اصول مورد استناد، بخشی از قانون اساسی این میثاق ملی ایرانیان است که بر ضرورت تفهیم اتهام با ذکر دلایل روشن، ممنوعیت هتک حرمت و حیثیت بازداشت شدگان، منع شکنجه برای اقرار وکسب اطلاع و همچنین ممنوعیت اجبار اشخاص به شهادت، اقرار و سوگند تأکید دارد اما آیا در رفتار ضابطان دستگاه قضایی و برخورد بعضی از مسئولان قوه قضائیه نشانه ای از عمل به اصول یاد شده مشاهده می شود؟!

اسلام مظلوم و جمهوری نشأت یافته از اراده ملت و مبتنی بر دین مبین اسلام، نظام حقوقی خود را با این معیارها عرضه کرده اند. معیارهایی که حاکی از التزام به رعایت حقوق شهروندی و توجه عمیق به حقوق متقابل ملت- ملت و ملت- دولت و دوری جستن از هر گونه حق کشی، ظلم، بی عدالتی و اجحاف است. تفسیرهای ناصواب، برداشت های نا صحیح و کارکردهای بیگانه با روح قانون اساسی که متأسفانه کم و بیش در میان متولیان و مسئولان امر رایج شده است، علاوه بر تضییع حقوق ملت باعث می شود چهره نظام اسلامی مخدوش شده و رویگردانی از این نظام سرعت گیرد. طبیعتاً آنانکه بر قانون اساسی پوستین وارونه پوشانده و حقوق اساسی ملت را نادیده گرفته اند باید پاسخگو باشند.

2- در ارتباط با حوادث قبل و بعد از انتخابات جمع کثیری از چهره های خدوم، با سابقه روشن سیاسی و اجتماعی که بعضاً از مدیران با تجربه و رشد یافته در دامن نظام جمهوری اسلامی هستند توسط عوامل انتظامی و امنیتی بازداشت شده و در شرایط سخت و دشواری به سر می برند. ترکیبی از پیشتازان مبارزه با رژیم ستمشاهی و پیشکسوتان سیاست و مدیریت و پیش قراولان اطلاع رسانی و زبدگان عرصه قلم و مطبوعات کشور مورد سوء ظن قرار گرفته و در بازداشت بسر می برند. سرمایه های ارزشمندی که محصول مدیریت سی ساله انقلاب و دارای اندوخته هایی گران سنگ از شرکت در دفاع مقدس و پاسداری از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی جمهوری اسلامی و ایران اسلامی می باشند. نفس دستگیری و بازداشت اینان یکی از ضایعات خسارت بار امروز جامعه ما است و فاجعه بارتر اینکه در بازداشت و زندانی نمودن آنان صراحتاً موازین قانون اساسی و دیگر مقررات موضوعه کشور مورد بی اعتنایی قرار گرفته است.

جناب آقای لاریجانی

نه بازداشت شدگان امکان واگویی آنچه بر آنان رفته است پیدا کرده اند و نه ما امکانی برای حقیقت یابی کامل در اختیار داریم که بتوانیم تمامی وجوه تخلف را با شما در میان بگذاریم. اما آنچه در دید عموم قرار گرفته و می تواند تا حدودی ما را به کنه واقعیت ها رهنمون شود این است که ضابطان دستگاه قضایی نه تنها در جنایتگاه کهریزک که در سایر موارد نیز مرتکب تخلفاتی شده اند. شکستن در منازل بعضی از متهمان، ورود نیمه شب به منزل بعضی دیگر، انعکاس اتهامات اثبات نشده در رسانه های عمومی، نگهداری متهمان در باز داشتگاه های انفرادی که بی تردید یکی از مصداق های شکنجه و آزار متهمان است و ... نمونه هایی از این تخلفات به شمار می آید. مع الأسف استمرار بازداشت در بازداشتگاه های انفرادی و تداوم بلا تکلیفی و نامشخص بودن حدود و ثغور اتهام که همگی بر خلاف نص صریح قوانین موضوعه کشور است دامنه تخلف از قوانین را به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تسرّی داده و مسؤولیت مستقیم حضرت عالی را دو چندان کرده است.

3 علاوه بر نوع دستگیری و نقض قوانین در مورد افراد بازداشت شده، برخی از مطبوعات و نشریات وابسته به جریان حاکم، حیثیت بازداشت شدگان را مورد تعرض قرارداده و یا از این هم فراتر رفته  و گستاخانه و بی پروا چهره های ماندگار و مفاخری همچون آیت الله سید محمد خوئینی مؤتمن امام(ره) و دادستان کل کشور و امیرالحاج منصوب از طرف آن حضرت و حضرت حجة الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی فرزند فاضل امام(ره)، عضو مؤسس و رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز را هدف قرار داده و روزی نیست که نسبتی ناروا، افترایی از بیخ و بن دروغ و اتهامی واهی متوجه این دو عزیز سلاله پاک پیامبر نکنند. هر چند که این دو تنها نیستند و با کمال تأسف چهره های ارزشمند دیگر انقلاب حتی بیت رفیع حضرت امام خمینی(ره) نیز آماج قلم های هتاک قرار می گیرند که قطعاٌ از وقوع چنین تخلفاتی بی اطلاع نیستید.

شگفت این است که صاحبان این قلم های هتاک و نشریات لجام گسیخته از چنان امنیت، آرامش و اطمینانی در برابر آنچه می نگارند برخوردارند که روئین تنی آنان طعنه بر اسفندیار روئین تن می زند. عدم برخورد مسؤولان اجرای عدالت با این رسانه ها به این شائبه دامن زده است که گویا دستگاه قضایی نمی تواند یا نمی خواهد مانع این قلم های هتاک شود. هیچ محکمه ای به این همه هرزه گویی و اهانت رسیدگی نمی کند و یا در صورت رسیدگی نتیجه ای در بر نداشته است.

جناب آقای لاریجانی

نگرانی ما ناشی از هدف اتهام قرار گرفتن یاران امام(ره) و خدشه وارد شدن بر دامان پاک آنان نیست چراکه داوری خداوند متعال که احکم الحاکمین است و اعتماد و علقه مردم مسلمانی که در زیر بمباران اهانت و تهمت روز به روز بر علاقه و اعتمادشان به این فرهیختگان بیشتر و بیشتر می شود ما را کفایت می کند. اما نگرانی و دغدغه خاطر ما نسبت به کاهش بلکه ریزش اعتماد عمومی به سیستم قضایی نظام است. چگونه است که با اشاره ای، روزنامه ای تعطیل و شریان اطلاع رسانی حزب و گروهی به طرفة العینی مسدود می شود اما وفور ده ها و بلکه صدها عنوان مجرمانه در کارنامه بعضی روزنامه ها و رسانه ها بر گستاخی آنان افزوده و دستگاههای قضایی جمهوری اسلامی ناتوان از تحقق عدالت به بیان کلیاتی در مذمت دروغ و افتراء بسنده می کند؟!

رئیس محترم قوه قضائیه

گرچه ناهنجاری هایی که شمه ای از آن اشاره شد محصول مدیریت کوتاه شما نیست اما با کمال تأسف استمرار آن در این مقطع، بار مسؤولیت را به دوش شما می افکند. انتظار جامعه از شما که پرورش یافته دامان مرجعیت و برخوردار از حمایت آنان هستید این است که «یومَ تُبلَی السَرائر» را در نظر بگیرید و با ابزار عدالت، چشم پرده دری و هتاکی و اتهام زنی را هدف قرار دهید و به سال ها روئین تنی اینان پایان دهید. مطمئن باشید که عمل به وظیفه و دادخواهی از مظلوم، موجب خشنودی خدای متعال و باعث اعتماد و اطمینان مردم خواهد بود و طبعاً از این طریق است که آبروی جمهوری اسلامی که بر اثر بعضی سوء تدبیرها خدشه دار شده است حفظ خواهد شد.

مجمع روحانیون مبارز با اینکه همچون دیگر بنیان ها و تشکل هایی که افتخار عنایت امام راحل را با خود دارند یا منتسب به آن حضرت هستند ودر شاخص ترین وجه آن مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) و بیت عزت و شرف آن حضرت، این روزها از هجمه هتاکان در امان نمانده است و زخم توهین و بی احترامی بر چهره دارد اما لحظه ای در دفاع از انقلاب و زدودن زنگارهای انحراف از چهره آن تردید نکرده و معتقد به بازگشت به راه و رسم امام(ره) و بهره گیری از ظرفیت های قانون  اساسی برای فائق آمدن بر مشکلات بحران زای فعلی است.

خداوند ما را در بندگی اش ثابت نگهدارد و توفیق پاسداری از راه و رسم امام عزیز را عنایت فرماید.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 16:10  
 سیدمحمد خاتمی: مردم از راه خود بازنمی گردند

حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین کشورمان با اشاره به شرايط فعلي جامعه گفت: بزرگترین خسارت وارد شده، اهانت به ملت است. حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را اغتشاش بنامندو به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که به هیچ‌وجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌های بزرگی به بار آورد.

رییس دولت اصلاحات که در دیدار با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد سخن می گفت، در ادامه افزود: متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات زیادی دادیم، به حیثیت‌ها لطمه خورد، انسان‌های بزرگی دستگیر شدند و انسان‌هایی مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند. این فضای یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایی که واقعا سرمایه نظام هستند، روش‌هایی نخ نما است که نتیجه عکس می‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود. چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و می‌دهد ناراضی است، وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیت‌ها می‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.

به گزارش بنیاد باران، سیدمحمد خاتمی در ادامه تاكيد كرد: به صراحت به شما بگویم، الان صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت برسر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یک سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد، امتحانشان را نداده یا به بدی پس داده اند، می‌خواهند همه آنهایی را که نمی‌پسندند از صحنه بیرون کنند، نه تنها از عرصه حاکمیت بلکه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.

وی افزود: این جریان، اصلاح‌طلب را متهم می‌کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام است و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌ای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی می‌کنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.

سیدمحمد خاتمی تصريح كرد: با زور و روش‌های پلیسی و نظامی می توان برای مدتی روش، شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند.
رییس جکهور پیشین ایران با تاکید بر اینکه نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود: چرا باید اسلام را به گونه‌ای عرضه کنیم که بخش‌هایی از جامعه از اسلام زده شده یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟ این مسایلی است که امروز شاهد آن هستیم و به همین دلیل می‌گویم نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است.

وی افزود: گفته می‌شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! اما حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟ برای کسانی‌که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن چه می‌خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و بصورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد. کسانی که راه و رسمی که بدان معتقدند همان راه و رسمی است که با واقعیت تطبیق می‌یابد و به مصلحت و خواست جامعه است.

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد: باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه می‌کنند مشکل شده است و اینگونه القا می‌شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.
وی با تاکید بر اینکه "مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند"، گفت:اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟ آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم.

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد: وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود، هیجان ایجاد شده و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که مطلوب نیستند، اگر در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد کم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارند.
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش می‌آید که اصل را قبول ندارند.

خاتمی با بیان اینکه "ما همچنان بر حرف‌های اصلی خود استوار هستیم"، گفت: انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست. جمهوری اسلامی ماحصل مردمی‌ترین انقلابی است که در تاریخ رخ داد وبرای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع می‌کنیم.

رئیس دولت اصلاحات افزود: معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.

وی با طرح این سئوال که "چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می‌شود؟" گفت: مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکل‌ها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد حتی اگر قانون اساسی برای رای مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم برای مردم گذاشته و وظیفه مسلم برای مسئولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسی اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد: اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه‌تر و سریع‌تر به هدف می‌رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت، ولی با هزینه‌های زیادتری؛ در هر حال این حرکت از بین نخواهد رفت.
مطمئن باشید نه مردم از این راه برمی‌گردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود.

وی تصریح کرد: امیدوارم در یک فضای امن آزاد با حفظ اصول و معیارها همه کسانی که علاقه مند اصل اسلام و ایران هستند و سرمایه‌های اصیل مملکت هستند با حفظ حق و حقوقشان بتوانند در عرصه حضور داشته باشند. ما هم می‌خواهیم با موضع انتقادی و اعتراضی‌ نسبت به آنچه هست، حضور داشته باشیم و معتقدم آنچه هست مطابق معیارهای قانون اساسی و انقلاب اسلامی نیست. اصلاحاتی که من می‌گویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسی و معیار خط امام هست و اگر انحرافی در این زمینه ایجاد شده می‌خواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانیکه دلبستگی‌های اینچنینی دارند اصلاح شود.

وی تاکید کرد:اگر راه اصلاح اینچنینی برای وفاداران به قانون اساسی و اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز می‌شود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنی‌ام از این است که بزرگترین زیان و خسارت به اصل انقلاب و جمهوری وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.

رئیس بنیاد باران با ابراز تاسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش‌هایی از جامعه به سوی هدف‌هایی که دیگر نه خواست امام بوده، نه خواست اولیه مردم، گفت: این مساله مهمی است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلی خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگی هم داشته است، منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نشود این دستاوردها را جمع‌بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟

رئیس جمهور سابق کشورمان سپس گفت: بیایید به قانون اساسی برگردیم، البته در صورتیکه تفسیر دل به خواهی از آن نشود. اگر کسانی که از آن نگهبانی می کنند، به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تاثیر جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد بسیاری ازمشکلات حل خواهد شد.
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد: آنهایی که به اصول و معیارها معتقدند، هیچ‌وقت مایوس نمی‌شوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت.

رئیس جمهور سابق کشورمان افزود: حداقل انتظار ما این بود با تحولی که در قوه قضاییه ایجاد شد، شاهد تغییر در رفتارها، هم نسبت به بازداشت‌ها و بازداشت‌شدگان و هم کسانیکه به حقوق مردم تجاوز کردند و هم شاهد تغییر فضای موجود در جامعه که فضای بسیار مسموم و بدی است، باشیم؛ همچنین شاهد برخورد با جریان خاصی که امکانات متعلق به ملت را در اختیار گرفته و به این فضا دامن می‌زند، باشیم. هنوز هم امیدواریم که این تحول صورت گیرد.

سید محمدخاتمی در ادامه سخنانش تاکید کرد: جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد، روح غالب مردم ما اسلامی است؛ بنابراین هیچ حرکتی در کشورموفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگ جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.
او مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت: جمهوری اسلامی هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده را به رسمیت شناخته است. جمهوری اسلامی می‌تواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدی‌های موجود را نداشته باشد، ما اینگونه به جمهوری اسلامی می‌نگریم و پایبند به آن هستیم.

خاتمي تصریح کرد:در جامعه هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می‌تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد: از طرفی ما در دنیایی به سر می‌بریم که حق و کرامت مردم، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مساله تاریخی است. اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند، دستاورد بسیار عظیمی است که در این دوران به دست آمده گرچه با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان ما این را می‌بینیم، احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مساله است که در زمان پیغمبر، امیرالمومنین و آموزش‌هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگواران دین به دست ما رسیده است وجود داشته است.

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد: در دنیایی به سر می‌بریم که جهان پذیرفته دیگر حکومت‌ها نمی‌توانند، مستبد باشند و از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمان‌روایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده که حکومت مطلوب، حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند که در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است.

رئیس بنیاد باران تصریح کرد: ما دلمان برای ایران می‌سوزد، ایرانی که با امکاناتی که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است، می‌توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.

رییس جمهور پیشین ایران در پایان گت: آن چه برای ما تاثرآور است رفتارها و سیاست‌هایی است که چهره نظام و جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کند.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 16:9  
 نامه سرگشاده خانواده زندانیان سیاسی به رئیس قوه قضائیه

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله صادق لاریجانی
رئیس محترم قوه قضائیه
با سلام و احترام

حدود سه ماه و نیم از بازداشت غیرقانونی همسران ما، مجاهدان فی سبیل الله و آزادگان دربند آقایان، محسن امین زاده، سید مصطفی تاجزاده، دکتر عبدالله رمضان زاده، دکتر داود سلیمانی، مهندس محسن صفایی فراهانی، فیض الله عرب سرخی، دکتر محسن میردامادی و بهزاد نبوی می گذرد.

فشاری که بر عزیزان دربند ما طی این مدت در سلول های انفرادی و در خلأ اطلاعاتی محض و تحت بازجویی های مداوم و طویل المدت آمده تنها برای کسانی که شرایط مشابه را تجربه کرده باشند قابل درک است و عمق رنجی که ما خانواده های زندانیان سیاسی که همانا فرزندان مجاهد و خدمتگزاران راستین این ملک و ملت هستند، طی این مدت متحمل شدیم تنها توسط مادران و همسران دردکشیده، رادمردانی که در پایان سه دهه مرارت و زحمت برای استواری نظام و حفظ آرمان های انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن تاوان عمل صالح و خدمتگزاری بی شائبه شان را می پردازند قابل فهم است.

بی تردید ما و عزیزان دربندمان با خدا معامله کرده ایم و خدمتگزاری این ملت فهیم را وظیفه خود دانسته و می­دانیم و راه حقی که پیموده ایم هیچ منتی بر مردم نداشته و نداریم بلکه خدای را شاکریم که دعای عاقبت به خیری پدران و مادرانمان و صالحین و نیکوکاران را در حقمان اجابت نموده و پایمان را در صراط مستقیم و دفاع از حق و حقیقت و مهم تر از آن دشمنی ظالم و یاوری مظلم استوار کرده است. اما نگرانی ما اینک از تأثیرات نامطلوبی است که گفتار و رفتار کژاندیشان و بیراهه روندگان از راه امام، در این برهه از تاریخ انقلاب اسلامی بر اذهان نسل جوان که روزهای تلخ و تاریک ستم شاهی را تجربه نکرده اند، گذاشته و می گذارد تا آنجا که فرزندانمان انگشت اتهام را در این بلوای نفس پرستی و زیاده خواهی و دنیاطلبی کسانی که باید خادم این ملت و پاسدار ارزش های انقلاب اسلامی باشند، به سوی ما نشانه گرفته و پرسشگرانه همه ساختارشکنی هایی که برای نابودی کاخ ستم و برافکندن بنیان ظلم کردیم به نقد می کشند

و ما نمی توانیم این نسل پرسشگر و پویا را ملامت کنیم که اهداف والای انقلاب را از لابلای عملکرد مسئولین فعلی جستجو می کنند و هزار افسوس که آنچه آنان امروز می بینند با آنچه از پیشینه ها و سوابق و تاریخچه انقلابی که تنها سه دهه از عمر آن گذشته، ثبت و ضبط شده فاصله بسیار دارد.

ریاست محترم قوه قضائیه

اینک ما در فقدان نبی اکرم(ص) و غیبت امام زمان(عج) از شدت فتنه هایی که کشور اسلامی و ملت رشیدمان را دربرگرفته شکوه ها داریم که به خدا می بریم اما از آنجا که حضرتعالی از ابتدای پذیرش مسئولیت سترگ ریاست قوه مستقل قضائیه مکرراً بر اهمیت رعایت قانون و توجه به حقوق حقه مردم بویژه زندانیان محروم از حقوق اولیه شان تأکید داشته اید، انتظار داریم پس از گذشت یک ماه از قرار گرفتن در مقام قاضی القضاتی به ما که علاوه بر پاسخگویی به خانواده و فرزندانمان، هزاران پرسش مقدر را از جانب مردم حق خواه و آزادی طلبمان پیش رو داریم بفرمایید که چرا هیچ مرجع رسمی و قانونی نمی تواند سوال ساده ما را که عزیزانمان به چه جرمی حدود صد روز حبس انفرادی در شرایطی سخت و طاقت فرسا را متحمل می شوند و ما به چه جرمی باید از برخورداری شرایط طبیعی و اولیه به عنوان یک شهروند دارای کرامت انسانی محروم باشیم، پاسخ دهد.

ما خانواده مجاهدان که بیش از صد روز است در اسارت به سر می برند انتظار داشتیم در پایان یک ماه روزه داری و کفّ نفس و تصفیه روح و زلالی دل که بر اثر عبادات این ماه مبارک و حضور در این ضیافت الهی باید برای همه مسلمانان خصوصاً آنان که رسالت هایی بزرگ چون قضاوت و قرارگرفتن در کرسی عدل و انصاف را به عهده دارند، آثار بندگی خدا و رهایی از غیر او را بیش از پیش شاهد باشیم و اینک بار دیگر از باب اتمام حجت شرعی دست تظلم گشوده شما را در پیشگاه حضرت حق و پیامبر رحمت للعالمین و آیات رحمانی کتاب وحی به رعایت عدل و انصاف و یا به قول خودتان قانونگرایی می خوانیم و تقاضا می کنیم که اگر مردم را محرم نمی دانید لااقل این حق را برای ما که عزیزترین هایمان دربندند قائل شوید که از موانعی که شما و همکاران پرهیزگار و باتقوایتان در قوه مستقل قضائیه برای استقرار و حاکمیت قانون و عمل به مرّ قانون با آن مواجهید مطلع شویم. باشد که با انتقال آن به مراجع و بزرگان و دلسوزان نظام، چاره اندیشی شود و هرچه زودتر قائله ای که دنیاطلبان تاریک دل آفریده­اند ختم به خیر شود و بیش از این کینه و نفرت در دل مظلومان کاشته نشود که دود ظلم ظالمین عاقبت به چشم خود آنان خواهد رفت.

در پایان آرزو می کنیم ناامیدی شما از عمل به مرّ قانون در چارچوب نظام موجود که اعتقاد و خواست قلبی­تان است به این زودی ها حاصل نشود و دخالت در امر قضا که متأسفانه این روزها به انحاء مختلف شاهد آن هستیم با شیطنت ها و نقش آفرینی های اهریمنی رسانه های دولتی هرچه زودتر پایان پذیرد.

موارد تخلفات قانونی از باب تذکر و نیز ثبت در جریده تاریخ ضمیمه می باشد.

والعاقبة للمتقین

مهناز اصغرزاده (امین زاده )

سکینه کریم زاده (رمضانزاده)

مریم یوسفی ( سلیمانی )

عفت خطیبی (صفایی فراهانی)

مریم شربت دار قدس (عرب سرخی)

فخرالسادات محتشمی پور (تاجزاده)

زهرا مجردی (میردامادی)

هنگامه رضوی (نبوی)

موارد تخلف از قانون در بازداشت نیز بدین شرح اعلام شده است:

1- عدم رعایت موارد112 قانون آئین دادرسی کیفری:
شایان ذکر است حضور متهم بوسیله احضار نامه به عمل میاید و علت احضار مگر در جرائمی که مصلحت اقتضا نماید ذکر نمی شود، این موضوع درخصوص متهمان اخیر رعایت نگردیده است.
2- رفتار با متهمان شبیه مجرمانی که مجازات قانونی آنان، قصاص، اعدام، قطع عضو بوده
مطابق ماده 118 ق.آد.ک دستور جلب بدون ارسال احضارنامه فقط در شرایط زیر امکان پذیر است.
الف- در جرائمی که مجازات قانونی آنها، قصاص، اعدام و قطع عضو می باشد
ب- متهمینی که محل اقامت یا شغل و کسب آنها معین نباشد
3- عدم رعایت ماده 124 ق.آد.ک درخصوص احضار یا جلب
در اکثر بازداشت ها دلایل کافی جهت احضار یا جلب وجود نداشته و اکثر بازداشتی ها فله ای بوده است تا اینکه متهم در بازداشت اقرار به امری نماید که دلیل موجه بازداشت باشد.
4- عدم رعایت ماده 128 ق.آد.ک ، اصل 35 قانون اساسی و بند 3 ماده واحده قانون حفظ حقوق شهروندی
اصل بر این است که وکیل در تحقیقات مقدماتی حضور داشته باشد و اطلاع از نوع و دلایل اتهام داشته و از موکل خود دفاع نماید که این امر رعایت نگردیده است.
5- عدم اطلاع خانواده ها از جریان رسیدگی و مکان نگهداری زندانیان
یکی از اصول بنیادین حقوق بشر اطلاع رسانی شفاف و صادقانه است، این موضوع خاصه درخصوص متهمان دربند جهت رفع نگرانی از لوازم و اصول دادرسی است درحالیکه خانواده ها طی مدت طولانی از محل نگهداری و روند رسیدگی به پرونده اطلاعی نداشتند که این موضوع مخالف بند 5 ماده واحده قانون حفظ حقوق شهروندی است.
6- حضور متهمان در بازداشتگاه ها انفرادی
حضور متهمان در بازداشتگاه انفرادی براساس نظریه مقام رهبری و بخشنامه رئیس سابق قوه قضائیه شکنجه و برخلاف اصول حقوقی است.
7- اقدامات خلاف آئین نامه سازمان زندانها
اگرچه براساس آئین نامه سازمان زندانها، متهمین باید از نشریات معتبر و مجلات موردنیاز بهره مند گردند ولی متأسفانه بعضاً حتی از داشتن کتب ادعیه نیز استفاده ای نبردند.
8- صدور کیفرخواست عمومی
در هیچ یک از نصوص حقوقی در داخل و خارج کشور عنوانی تحت نام کیفرخواست عمومی وجود ندارد اگرچه قانونگذار مطالبی تحت نام کیفرخواست شفاهی و کتبی ذکر نموده اما کیفرخواست عمومی مطالب بدیعی است که اخیراً توسط مقامات قضایی مطرح گردیده است.
9- حضور متهمان در جلسه علنی دادگاه بدون توجه اتهام
آنکه دادستان ساعتها مطلبی را تحت نام کیفرخواست عمومی قرائت می کند بدون آنکه اتهامی به هیچ یک از متهمان تفهیم گردد، مخالف اصل تساوی سلاحها بوده و این موضوع دادگاه را از بی طرفی خارج می سازد.
10-¬ حضور متهمان در نمایش تلویزیونی بدون داشتن حق دفاع
اینکه فردی با لباس زندانی و بعنوان متهم در محکمه ای که هیچ ارتباطی به وی ندارد و مرتباً دوربین های تلویزیونی وی را نشان می دهند خلاف اصل 22 قانون اساسی و فرمان 8 ماده ای امام خمینی که حیثیت افراد را مصون از هرگونه تعرض دانسته اند می باشد.
11-ابلاغ اوقات رسیدگی دادگاه توسط دادستان به متهمان و وکلای آنان
دادگاه عنصری بی طرف بین دادستان و متهم است و اساساً دادستان یک طرف دعوا و متهم طرف مقابل اوست اینکه دادگاه اجازه داده دادستان اوقات دادگاه را تعیین و به متهم و وکلای آنان ابلاغ کند و اساساً وکلای متهمین نزد دادستان حاضر و پرونده ها را مطالعه می کنند حکایت از آن دارد که دادستان و دادگاه در یک طرف دعوا و متهم بدون حضور وکیل در طرف مقابل دعوا قرار دارد.
12- رسیدگی دادگاه به اتهاماتی است که در صلاحیت وی قرار ندارد
بعضی از اتهامات مطرح شده اساساً در صلاحیت ذاتی دادگاه قرار ندارد و دادگاه مخالف ماده 5 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مبادرت به رسیدگی می نماید .
13- عدم توانایی رسیدگی جمعی به پرونده ها توسط یک نفر قاضی
دادگاه انقلاب با داشتن چنین شعبه ی رسیدگی قادر است به اتهامات متهمان به صورت دقیق و عادلانه و با مطالعه لازم رسیدگی نماید چگونه ممکن است یک قاضی دادگاه به اتهام صدها نفر رسیدگی کرده، پرونده آنها را به دقت مطالعه نماید و حکم عادلانه صادر کند، یا باید فرصت لازم به وی داده شود یا وی را فردی خارق¬العاده بدانیم یا آگاه باشیم که مطالع دقیق و رسیدگی عادلانه نخواهد بود، لذا لازم است که پرونده ی متهمان به شعبات دیگر هم ارجاع شود (اگر نیروهای امنیتی اطمینان لازم دارند که خللی به احکام موردنیاز آنان وارد نمی شود) چه آنکه قضات دیگر دادگاه انقلاب نیز صلاحیت رسیدگی به این موضوع را دارند.
لذا لازم است فقط:
1: اجازه حضور به وکیل داده شود: اگر مقامات قضایی ترسی از مسائل مطروحه ندارند
2: اجازه مطالعه پرونده ها به وکلا داده شود
3: فرصت کافی جهت دفاع به وکلا داده شود
4: اجازه ملاقات با متهمین وکلا فراهم گردد
پرونده توسط قاضی بی طرف- نه لزوماً شعبه ی 15 دادگاه انقلاب- رسیدگی شود اگر حیثیت دستگاه قضایی در خطر نیفتد- که می افتد- شرایط قانونی فوق مهیا شود اینها بخشی از تخلفات دستگاه قضایی است که قطعاً وکلا بعد از مطالعه دقیق پرونده مسائل دیگر را مطرح خواهند نمود.
14- عدم رعایت مواد 24، 129، 192 قانون آ.د.ک و اصل 32 قانون اساسی
محاکم و مراجع قضایی مکلفند بلافاصله پس از اعلام مشخصات فردی نسبت به تفهیم اتهام و دلایل اتهام اقدام نمایند، متهم نسبت به موضوع اتهام از خود دفاع و چنانچه دلایلی در رد اتهام خود داشته باشد به محکمه ابراز می دارد، حال آنکه متهمان بدون آنکه تفهیم اتهام گردند مطالبی را که هیچ تناسبی با موضوع اتهام ندارد روبروی تلویزیون اعلام می دارند اگرچه طرح اینگونه مطالب اقرار محسوب نمیگردد و نمی توان به خاطر آن شخصی را که در دادگاه حضور ندارد تا از مطالب معنونه از خود دفاع نماید تحت تعقیب قرار داد اما می توان مستند به ماده 188 ق.آ.د.ک آمر پخش تلویزیونی را تحت تعقیب قرار داد (براساس ماده 697 ق. مجازات اسلامی)
چرا اقرار محسوب نمی شود:
اقرار= اقرار یعنی: اخبار به حقی به نفع دیگری و به ضرر خود = قانون مدنی
اقرار = باید به ضرر خود باشد نه به ضرر دیگری
اقرار = باید به نفع دیگری باشد نه به نفع خود
اقرار = باید منطبق و مقرون به واقع باشد = م. 194 ق.آ.د.ک
اقرار = باید شفاف و صریح و بدون هرگونه شک و شبهه باشد- م.194ق.آ.د.ک
اقرار = باید متناسب با موضوع اتهام باشد نه خارج از موضوع اتهام= مثل آنکه: اتهام قتل باشد متهم اعلام کند که شخص ثالث مرتکب یک فقره سرقت گردیده.
اولاً: چنین موضوعی اقرار نیست بلکه ممکن است حسب مورد شهادت یا گواهی و یا ادعا باشد
ثانیاً: ارتباطی با موضوع اتهام یعنی قتل ندارد چرا که اساس اتهام- در فرض فوق- قتل است نه سرقت
ثالثاً: حق دفاعی برای چنین ادعایی که متهم اعلام نموده و برای شخص غایب جهت دفاع از خود منظور نگردیده و این خلاف عدالت است که در غیاب وی متهم به ارتکاب جرمی گردد و بدون آنکه حق داشته باشد از خود دفاع نماید و حیثیت وی در معرض تعرض واقع شود (اصل 22 ق. اساسی)
چرا می توان آمر پخش تلویزیونی را تحت تعقیب قرار داد؟
تبصره 1 ماده واحده قانون اصلاح تبصره 1 ماده 188 ق.آ.د.ک و الحاق 3 تبصره به آن مصوب 24/3/85 :
منظور از علنی بودن محاکمه عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است، خبرنگاران رسانه ها می توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مکتوب تهیه کرده و بدون ذکر نام یا مشخصاتی که معرف هویت فردی یا اجتماعی شاکی یا مشتکی عنه باشد منتشر نماید. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حکم افترا است:
اولاً: رسانه های تلویزیونی حق ندارند گزارش تصویری تهیه نمایند.
ثانیاً: درصورت تهیه گزارش حق پخش گزارشات را قبل از قطعیت ندارند
ثالثاً: پخش گزارشات مکتوب باید بدون ذکر نام و مشخصات فردی یا اجتماعی آنان باشد
رابعاً: طرح اسامی صرفاً مختص شاکی و مشتکی عنه می باشد که در جلسه دادگاه حضور دارند و حق دفاع از اتهامات انتسابی علیه خود را دارند، البته اسامی باید به گونه ای طرح شود که مبین و معرف هویت واقعی شاکی یا مشتکی عنه نباشد پس به قیاس اولی شخصی که نه بعنوان متهم و یا شاکی در جلسه رسیدگی حضور ندارد را نمی توان بصورت کامل معرفی نمود و هویت فردی و اجتماعی وی را زایل ساخت.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 3:5  
 مهندس موسوی در دیدار با اعضای فراکسیون خط امام(ره)مجلس
میرحسین موسوی: نیاز به وحدت ملی امروز بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود/جنبش سبز کسانی را که از نظام قهر کرده بودند را به سرنوشت کشور علاقمند کرد/جنبش اعتراضی مردم به مراتب بیشتر از مسئولان رسمی نسبت به منافع ملی متعهد است/کشورهای خارجی به عدم كارآمدی مسئولین امید بسته‌اند.
 

پارلمان‌نیوز: نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل با بیان اینکه «امروز كسانی كه در سوابق عملكردشان شواهد روشنی از گرایش به غرب و بیگانگان وجود دارد ما را متهم به همسویی با منافع بیگانگان می‌كنند»، تصریح کرد:« شرایط فعلی برای كشور یك فرصت است كه اگر به درستی درك و مدیریت شود می‌تواند تفاهم ملی را به حداكثر برساند.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با شورای مركزی فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی بر این نكته تأكید كرد كه احساس نیاز به وحدت ملی امروز بیش از هر زمان دیگری در كشور بین مردم احساس می‌شود و خط‌كشی‌هایی كه مردم را به گروه‌ها و یا دسته‌بندی دیگری تقسیم می‌كرد اعتبار خود را از دست داده است.

نخست‌وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل گفت:«جنبش سبز كه بعد از انتخابات در حال گسترش و تعمیق است شرایط خاص را در كشور ایجاد كرده است. كسانی كه بقای خود را در اختلاف میان مردم می‌بینند پیش از این خط‌كشی‌های كاذبی را ایجاد كرده بودن كه موجب شده بود بخش‌هایی از مردم از نظام و حتی جامعه قهر كنند و گاهی این قهر خود را با تفاوت‌های ظاهری اعلام نمایند، اما  امروز بر اثر تغییراتی كه این جنبش ایجاد كرده است  همانها به سرنوشت كشور علاقمند شده‌اند.»

 وی تأكید كرد:«اینكه مردم به هم مهربان‌تر شده‌اند و آستانه تحمل آنها نسبت به یكدیگر بالاتر رفته است از دستاوردهای شرایط كنونی است كه اگر به عنوان یك فرصت به آن نگاه شود می‌تواند به كم كردن شكاف‌ها و تقویت وحذت ملی منجر شود.»

مهندس میرحسین موسوی درخصوص چگونگی ادارۀ تشكیلات راه سبز امید گفت:«به نظر من در شرایط كنونی كشور احزاب و تشكل‌های گوناگونی وجود دارد كه وجود آنها مهم و مغتنم و ایجاد حزب جدید نمی‌تواند به ظرفیت‌های موجود كشور اضافه كند، در حالی كه تقویت هسته‌های اجتماعی ظرفیت جدیدی را در جنبش اجتماعی مردم ایجاد و تقویت می‌كند.»

وی با اشاره به این مسئله كه ما این تجربه را از همان ابتدای شروع فعالیت‌های انتخاباتی و با طرح شعار «هر ایرانی یك ستاد» بسیار موفق ارزیابی كردیم گفت:«امروز یك شبكه اینترنتی در فضای مجازی شكل گرفته است كه در فقدان رسانه بسیار مؤثر عمل می‌كند و هسته‌های اجتماعی كه در ورای این فضای مجازی فعال هستند آسیب‌پذیری كمتری دارند و اعضای این هسته‌ها ماهیتی پویا به جنبش داده‌اند كه ما را بیش از بیش به كارآمد بودن این تشكیلات امیدوار كرده است.»

کاندیدای اکثریت اصلاح‌طلبان در انتخابات دهم ریاست جمهوری یادآور شد:« برای نمونه برای روز قدس هیچ اطلاعیه‌ای داده نشد، ولی این حضور عظیم در راه‌پیمایی روز قدس را شاهد بودیم و این در شرایطی بود كه با تهدیدات انجام گرفته و حوادثی كه در طول سه ماه گذشته اتفاق افتاده بود بسیاری از خانواده‌ها از حضور فرزندانشان در خیابان به دلیل نگرانی‌هایی كه داشتند جلوگیری كرده بودند، و این به جز نتیجه و اثر این شبكه نبود.»

مهندس میرحسین موسوی با تأكید بر این نكته كه حساسیت مردم نسبت به رفتار و اظهارنظرهای مسئولان بسیار زیاد است و هیچ حرف و عملی از دید آنان دور نمی‌ماند به كلیه كسانی كه فكر می‌كنند اظهارنظر و اقدامات آنها در جامعه مؤثر است توصیه كرد در رفتار و گفتار خود دقت كنند، به فضای خشونت در جامعه دامن نزنند و به حساسیت‌های مردم توجه داشته باشند.

وی با اشاره به اینكه امروز پاسخ مردم به اشتباهات این افراد بسیار سریع است به بیان دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود از اشتباهات مكرر متولیان امور پرداخت و با بیان این نكته كه این متولیان براساس تحلیلی نادرست زمینه‌ساز شرایط نامناسبی در آینده هستند كه می‌تواند هزینه‌های بیشتری را به كشور تحمیل نماید تأكید كرد:«برخی حوادث مانند اتفاقات بازداشتگاه كهریزك و برخوردهای خلاف قانون با افراد بازداشتی و نیز برخوردهای تند با دانشجویان فضای جامعه (به ویژه جوانان) را بسیار تند كرده است. برعهده همه است كه با خویشتن‌داری و بردباری و به ویژه اجتناب از برخوردهای ناخواسته از سوی عوامل امنیتی و انتظامی از رادیكال‌تر شدن فضای جامعه جلوگیری كنند.»

نخست وزیر دوران امام خمینی(ره) همچنین گفت:«جنبش اعتراضی مردم به مراتب بیشتر از مسئولان رسمی نسبت به منافع ملی متعهد است. كشور‌های خارجی با امید بستن به عدم كارآمدی مسئولین مترصد امتیازگرفتن از كشور هستند ما باید صیانت از منافع ملی را در اولویت توجهات خود قرار دهیم. لذا ما نمی‌توانیم با تحریم كشور و تضییع حقوق ملی خود توسط كشورهای دیگر موافق باشیم و نباید اجازه داده شود كه با رفتارهای ماجراجویانه هزینه‌های بیشتری به مردم تحمیل شود.»

مهندس موسوی ادامه داد:«امروز كسانی كه در سوابق عملكردشان شواهد روشنی از گرایش به غرب و بیگانگان وجود دارد ما را متهم به همسویی با منافع بیگانگان می‌كنند و یا سعی می‌كنند با پرونده‌سازی فضای فشار ایجاد كنند. ولی این اعمال سودی برای اینها نخواهد داشت، و بنده امیدوارم در كنار بدخواهی و تهمت‌زنی كمی عقل و تدبیر هم وجود داشته باشد.»

وی  همچنین با اشاره به فضای كاملاً بسته و یكسویه تبلیغاتی كشور گفت:«ممكن است بخشی از مردم تحت تأثیر تبلیغات نادرست و گسترده تلقی درست و كاملی از اهداف و خواسته‌های جنبش نداشته باشند. همچنین این نگرانی وجود دارد كه مردم برای  دستیابی به حقایق و اطلاعات درست به فضای رسانه‌ای خارج از كشور اقبال كنند. در چنین شرایطی اقدام همۀ نخبگان، روشنفكران و صاحبنظران در توجیه مردم و تبیین شرایط كشور و روشنگری درخصوص حوازث یك تكلیف ملی است كه می‌تواند عملكرد نادرست و خلاف منافع ملی و یكسویه صدا و سیما را جبران نماید.»

میرحسین موسوی ادامه داد:« امروز تأكید یكپارچه در سطح ملی بر اجرای بدون تناول قانون اساسی یك راهبرد كارساز و راهگشاست. قانون اساسی میراث ماندگار امام و شهیدان و میثاق ملی ماست كه ظرفیت‌های بسیار زیادی برای گذر از بحران كنونی در آن نهفته است، كه ما باید بر این ظرفیت‌ها و استفاده از امكانات قانون اساسی به عنوان راه حل یگانه برای حل مشكلات كشور تأكید ویژه داشته باشیم.»

وی  نقش مجلس شورای اسلامی و فراكسیون خط امام را در شرایط دشوار كنونی در كاستن از مشكلات كشور بسیار تأثیرگذار ارزیابی كرد و ابراز امیدواری كرد كه مجلس به این نقش خود در شرایط بحرانی كشور به درستی عمل نماید.

در ابتدای این دیدار اعضای شورای مركزی فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی ضمن ارائه تحلیلی از شرایط حساس كشور و حوادث پس از انتخابات، به بیان دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات خود در این خصوص پرداختند.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 3:5  
 میرحسین موسوی: پیروزی ما آن چیزی نیست که درآن کسی شکست بخورد

بسم الله الرحمن الرحیم
راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.

 

این برکت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.


روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.

 

سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

 

آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند.

در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.

 

از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتیجه و پرخطا بودن سیاست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزینه‌های سنگین عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسیار دیر بود.

 

خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید.

خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.

 

خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج می‌بریم و بدان اعتراض می‌کنیم نیز هست. در پیش‌رو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست.

 

همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.

 

آن چیزی که می‌تواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.

 

ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.

 

فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟

 

ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.

 

این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.

 

شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمی‌کردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.

 

در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.

 

به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزه‌ای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.


راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.

 

وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.

 

روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظیفه‌ای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر اندیشه‌هایی كه در حوالی آن شكل می‌گیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده مبارك از آن پرستاری کنیم.

 

به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.

 

علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنج‌ها بی‌نیاز می‌کند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوریم دوام می‌خواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.

 

اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌كردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.

 

اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم این ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشی‌های سیاسی افتاده‌اند.

 

از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنج‌هایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل می‌شود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل می‌کند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما این‌كه اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی كمترین واكنشی بر نمی‌انگیزد.

 

اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چند ماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

 

این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.

 

زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.

 

مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.

برادر شما - میر حسین موسوی

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 3:5  
 موج‌آفرینی‌های سبز مخصوص مهرماه: جشن تولدهای سبز رهبران جنبش در مهرماه ۸۸

در طول هفته گذشته ایمیل‌های زیادی از سوی خوانندگان، برایمان ارسال شد که خبر از رقم زدن یک ماه مهر به یاد ماندنی و خاطره‌انگیز می‌داد. قرار است سبزهای ایران و سراسر جهان، ماه مهر امسال را به بهانه تولد رهبران جنبش سبز به ماهی شاد و سبز تبدیل کنند. «موج سبز آزادی» به عنوان صدایی از میلیون‌ها صدای ایرانی، قدم به قدم در این راه که روحش استوار بر حق‌طلبی و عدالت‌جویی است و مقتدایش مردان سبزی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی، با سبزهای سراسر ایران هم‌صدا و هم‌پیمان خواهد بود و پیشنهادات و نظرات هم‌قدمان این جنبش را از طریق این رسانه منتقل خواهد ساخت. در همین راستا و با درنظر گرفتن محدودیت‌ها و شرایط، در این مرحله شش «موج آفرینی سبز» مربوط به هفتم مهرماه را با هم مرور می‌کنیم و موج‌آفرینی‌های مربوط به چهاردهم و بیست و یکم مهرماه را نیز در روزهای آینده به اطلاع شما خوانندگان عزیز موج سبز آزادی می‌رسانیم:


هفتم مهر امسال فرصتی است برای تمام مردم سبزاندیش ایرانی در داخل و خارج از کشور تا بار دیگر، امید و شادی، دو عنصر کمیاب و گرانبهای این روزها را در رگ‌های جنبش سبز مقاومت مردم بدمند. هفتم مهرماه زمانیست برای تجدید میثاق با یکی از رهبران سبزباور این جنبش، میرحسین موسوی که وارد شصت و هشتمین پاییز زندگی‌اش خواهد شد. شاید این روز بهانه خوبی باشد که برای قدردانی از شهامت‌ها و فداکاری‌ها و ایستادگی‌های او یک جشن تولد بزرگ به وسعت همه ایران برایش تدارک ببینیم.

بر طبق پیام‌های مختلفی که از اقصی‌نقاط ایران و تهران به ما رسیده است، مردم قرار است به انواع گوناگون این روز را جشن بگیرند:

۱- هم‌وطنان خوب تبریزی قرار است ساعت ۵ بعدازظهر هفتم تیرماه در کنار استخر شاهگلی شهر تبریز، زادگاه میرحسین موسوی، حاضر شوند و با بادکنک‌های سبزشان آسمان شهر را رنگی کنند. تبریزی‌ها از همه مردم ایران دعوت کرده‌اند که ساعت ۵ عصر روز هفتم مهرماه، بادکنک‌های سبز خود را به آسمان بفرستند و تولد میرحسین موسوی را به او و یکدیگر تبریک بگویند. برای سبز شدن آسمان شهر، تنها کافیست هر کودک ایرانی، بادکنکی سبز در دست داشته باشد و آن را در عصر هفتم مهرماه به هوا بفرستد تا آسمان سبز شود. پس هر کجای ایران که هستید، بادکنک‌های سبزتان را برای عصر روز جشن تولد آماده کنید.

۲- سبزهای تهران هم بر اساس اطلاع‌رسانی‌هایی که برخی کاربران اینترنت در وبلاگ‌ها و سایت‌ها کرده‌اند، قرار است روز هفتم مهرماه را در میدان هفتم تیر، با پخش شیرینی و شکلات و گفتن شادباش جشن بگیرند. این اتفاق می‌تواند در همه میدان‌های تهران و شهرستان‌ها بیفتد. همه می‌توانند با پخش شیرینی و شکلات در میادین شهر روز هفتم مهرماه را جشن بگیرند.

۳- گروه دیگری از سبزها هم قرار است در منازل شخصی خود با تهیه کیک و شیرینی که منقش به نام میرحسین موسوی باشد و با حضور دوستان و فامیل جشن تولدهای کوچک برگزار کنند و این روز را در خانه‌های خود جشن بگیرند. موج سبز آزادی از همه عزیزانی که در منازل خود به تدارک چنین مراسمی، هر چند کوچک، فکر کرده‌اند، دعوت می‌کند که عکس‌ها و فیلم‌های تهیه شده از کیک و تزئینات صورت گرفته احتمالی را به ما ارسال کنند و در سبز کردن هر چه گسترده‌تر هفتم مهر به ما کمک کنند.

۴- عده‌ای از سبزهای استان سمنان هم در حال جمع‌آوری پیام تبریک به مناسبت فرارسیدن سالروز تولد میرحسین موسوی برای وی هستند. علاقمندان به امضای این طومار می‌توانند به آدرس زیر مراجمه و پیام تبریک خود را برای میرحسین موسوی، ثبت کنند:

http://www.petitiononline.com/09292009/petition-sign.html

۵- بسیاری از هم‌وطنانمان هم قرار است با ارسال پیامک‌های تبریک در روز هفتم مهرماه، شبکه ارسال پیامک مخابرات ایران را به مدت یک روز سبز نگه دارند. این پیامک‌ها به بهانه تولد میرحسین موسوی ولی در حقیقت برای زنده نگاه داشتن راه این مقاومت است که نوشته و ارسال خواهد شد. گمان نکنیم یک پیامک تاثیر چندانی در تداوم این راه نخواهد داشت. دلگرم ساختن حتی یک نفر به این مساله که سبزها هنوز زنده‌اند و صدایشان بلند، تاثیر بسیار زیادی خواهد داشت. اگر هر کس با ارسال تنها یک پیامک به یک نفر، خاطره روز هفتم مهرماه را در ذهن او زنده کند، میلیون‌ها ایرانی، روز هفتم مهرماه را برای همیشه به عنوان روزی شاد و سبز و پرامید به خاطر خواهند سپرد.

۶- سبزهای خارج از کشور نیز برنامه‌های مفصلی برای سالروز تولد میرحسین موسوی تدارک دیده‌اند. همزمان با سالروز تولد ميرحسين موسوي، جمعى از ايرانيان و دوستداران وى در لبنان روز دوشنبه جشن تولد او را در بيروت برگزار مى‌کنند. این مراسم دوشنبه شب در ميدان نجمه بيروت برگزار خواهد شد. از سبزهای ایرانی سراسر جهان می‌خواهیم عکس‌ها، نوشته‌ها و ویدئوهای تهیه شده از مراسم هفتم مهرماه در شهر و کشور خود را برای موج سبز آزادی نیز ارسال کنند.

این شش موج‌آفرینی مختص روز هفتم مهرماه است که آفرینش تک تک آن‌ها به حضور امیدوار شما سبزهای عزیز بستگی دارد. بعد از هفتم مهرماه نیز با موج‌آفرینی‌های مخصوص مهرماه سبز با شما خواهیم بود. باید تقویمی سبز بسازیم که در هر برگ آن اثری از شهامت‌ها، استواری‌ها، سوگواری‌ها و شادمادنگی‌های این جنبش باشد. روزهای شاد این تقویم را باید برای دمیدن امید و شادی در دل یکدیگر خوب به خاطر بسپاریم.

مهرماه از این پس فصل شادمانگی جنبش سبز ایران خواهد بود، ماهی که سبزها، مهر و امید را در سالروز تولد رهبران جنبش سبز، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سیدمحمدخاتمی به بکدیگر هدیه خواهند داد. اینکه رهبران این جنبش صلح‌جو همگی مولود ماه مهرند، ماهی که نامش پیام‌آور محبت و دوست داشتن است را به فال نیک می‌گیریم و شادتر و امیدوارتر از پیش و به نیت احیای راه سبز امید، سالروزهای میلاد رهبران جنبش سبز در این ماه که مصادف است با هفتم، چهاردهم و بیست یکم مهر را جشن می گیریم.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 16:49  
 به فتوای اکثر مراجع تقلید دوشنبه عید فطر اعلام شد

در حالیکه شامگاه شنبه دفتر آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، اعلام داشت که حلول ماه شوال و خاتمه ماه رمضان برای وی به اثبات رسیده و روز یکشنبه مصادف با عید فطر است، اکثر مراجع تقلید در قم و نجف و برخی دیگر از کشورها این نظر را نپذیرفتند و با انتشار بیانیه هایی در سایت های اینترنتی خود اعلام داشتند که حلول ماه برای آنان احراز نشده است.

براساس اعلام نظر آیت الله خامنه ای، روز یکشنبه در ایران تعطیل رسمی بود و وی مراسم نماز روز عید فطر را در تهران به جای آورد که گروهی از مردم و تعدادی از مقامات دولتی در آن حضور داشتند.

آیت الله خامنه ای در سال های قبل، نماز عید فطر را در محل مصلای تهران برگزار می کرد اما امسال، این سنت تغییر یافت و دانشگاه تهران برای این منظور انتخاب شد.

با اینهمه، شامگاه یکشنبه و بامداد دوشنبه، سایت های اطلاع رسانی تعدادی از مراجع تقلید شیعه، از جمله آیت الله حسینعلی منتظری و آیت الله یوسف صانعی، با انتشار بیانیه هایی گفتند که روز دوشنبه را عید فطر و خاتمه ماه روزه داری می دانند.

دفتر آیت الله منتظری در بیانیه دیگری نوشته است که برخلاف سال های گذشته، نماز عید فطر امسال "به دلیل محدود بودن مکان، پلمب بودن حسینیه معظم له و شرایط سنی" به امامت وی برگزار نخواهد شد.

آیت الله علی سیستانی، از مراجع مقیم نجف نیز روز دوشنبه را عید فطر در ایران اعلام داشته بود.

روز گذشته سایت اطلاع رسانی آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی متن فتوای او در پاسخ به سئوالات کسانی را منتشر کرد که به خاطر اعلام روز عید فطر از سوی رهبر جمهوری اسلامی، روز یکشنبه را روزه نگرفته بودند.

براساس فتوای آیت الله صافی گلپایگانی، این افراد می بایست پس از آگاهی از اینکه روز یکشنبه عید فطر نیست، از خوردن و آشامیدن در باقیمانده روز خودداری ورزند و بعدا روزه قضای این روز را به جای آورند و آیت الله صانعی نیز در همین زمینه فتوایی صادر کرده و افزوده است که روزه خواری در روز یکشنبه کفاره ندارد زیرا از روی عمد نبوده است.

اختلاف نظر در مورد احراز حلول ماه شوال در میان شیعیان امری بی سابقه نیست اما امسال، نظر اکثر قابل توجهی از مراجع تقلید و روحانیون ارشد شیعه با اعلام رسمی فرا رسیدن عید فطر در جمهوری اسلامی براساس نظر آیت الله خامنه ای تفاوت داشته است.

آغاز و پایان ماه رمضان از نظر فقهی بر اساس رویت هلال ماه توسط شخص روزه دار یا براساس شهادت دو فرد عادل برای او معلوم می شود اما معمولا، اکثر شیعیان در این مورد به اعلام نظر مراجع تقلید مراجعه می کنند که آنان نیز اکثرا با اتکای به مشاهدات افرادی که عادل و مورد اعتماد می دانند به صدور فتوا مبادرت می ورزند.

برخی از پژوهشگران اسلامی هم گفته اند که احراز حلول ماه شوال توسط حاکم شرع برای اطمینان از پایان ماه رمضان کفایت می کند و در حکومت اسلامی، نظر رهبر حکومت، یا ولی امر عادل در این زمینه قابل استناد است.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 15:24  
 صدا و سیما باز هم سبز ها را نادیده گرفت, گزارش راهپیمایی روز جهانی قدس
راهپیمایی روز قدس، امسال متفاوت تر، پرشور تر،با حضور طیف های مختلف مردم، با شعارهای جدید و همچنین با درگیرهای پراکنده و اندک برگزار شد.  
به گزارش خبرنگار کلمه ساعت 10 صبح امروز راهپیمایی روز قدس در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان آغاز شد و در این بین مهندس میرحسین موسوی طبق سالهای گذشته از خیابان پاستور به صف مردمی پیوست.

راهپیمایی امروز در سه محور از تراکم بیشتر برخوردار بود که محور نخست شامل خیابان انقلاب متصل به دانشگاه تهران که بیشتر در اختیار طرفداران دولت بود اما محور دوم شامل خیابان انقلاب به سمت خیابان آزادی می شد که منتقدان وضع موجود بیشتر در این محور حضور داشتند.

همچنین محور سوم که شامل بلوار کشاورز و میدان هفت تیر می شد به طور کامل در اختیار معترضان بود. تعداد تظاهر کنندگان که فاصله بين هفت تير و ميدان وليعصر را پوشانده بودند و پيوسته بر آن افزوده می شد نزديک به صد هزار نفر برآورد شده است.

برای مهار مردم و جلوگیری از دادن شعار، هفت نيسان پر از بلند گو به ميان مردم وارد شدند و محوطه هفت تير تا وليعصر را پوشش دادند اما در مقابل این بلند گوها معترضان شعارهای خود را تکرار می کردند.

در خیابان آزادی تهران، هواداران پرشمار مهندس موسوی در كنار سایر شركت كنندگان در راهپیمایی به دادن شعار پرداخته و با وجود شعارهای متفاوت آنان، درگیری میان این گروه و ماموران انتظامی كه بدون ایجاد تنش درحاشیه خیابان وجود دارد دیده نمی شد.

نكته جالب توجه استفاده طیف حامیان دولت و بسیجی ها از شعار "هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران"است كه پیش از این توسط هواداران میانه روی موسوی ابداع شده بود.

بنابر گزارش ها، قبل از میدان انقلاب، نیروهای سبزپوش انتظامی با ایجاد صف چند لایه انسانی، از ورود حامیان موسوی به این میدان جلوگیری كردند كه آنان در همان جا باقی مانده و به سردادن شعارهای مورد نظر خود پرداختند.
در این منطقه حامیان دولت حضور بسیار كمی داشتند و بیشتر منطقه خیابان آزادی، از حوالی نواب تا انقلاب در اختیار معترضان انتخابات با نمادهای سبز دیده می شدند.

در مقابل از میدان انقلاب تا حوالی وصال در اختیار طیف مقابل بود كه در محوطه های نزدیك دانشگاه، صفوف نماز را تشكیل داده بودند.

با وجود حضور وسیع خبرنگاران خارجی در مراسم روز  قدس اما به آنها تنها مجوز تصویربرداری در نزدیك میدان انقلاب داده شد در حالیکه در سالهای گذشته خبرنگاران خارجی آزادانه در هر مکانی امکان تصویر برداری و عکس برداری از این میراث امام خمینی (ره) را داشتند.

شعارهای متفاوت از سالهای گذشته در روز قدس امسال شنیده می شد به طوریکه درحد فاصل میدان هفت تیر تا ولی عصر مردم علاوه بر شعارهایی در دفاع از آرمان های فلسطینیان در مبارزه با ظلم ، شعار می دادند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، یا حسین میرحسین ، کروبی با غیرت صدای خشم ملت.

همچنین در بین تظاهر کنندگان شعار یا حجت ابن الحسن ریشه ظلم رو بکن و نیز هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران نیز  شنیده می شد.

ستاد اقامه نماز جمعه در روزهای گذشته اقدام به پوشاندن دانشگاه تهران با پارچه های برزنتی کردند به طوریکه داخل دانشگاه از بیرون قابل رویت نبود. همچنین مسدود كردن دو مسیر در خیابان انقلاب باعث شد جمعیت مردم در مسیر ویژه اتوبوس متمركز شود و آنان را به زحمت انداخت.

آیت‌الله اكبر هاشمی رفسنجانی هم طبق سنوات گذشته در راهپیمایی روز قدس حضور یافت و  در راهپیمایی شركت كرد.

خبرگزاری رویترز به نقل از شاهدی عینی نوشت بیش از 10 نفر توسط این نیروهای انتظامی دستگیر شدند این خبر تاکنون از سوی مقامات انتظامی تائید نشده است.

این خبرگزاری همچنین از درگیری میان 'طرفداران محمود احمدی نژاد' و معترضان خبر داده و مدعی گزارش هایی پراكنده از شلیك گاز اشك آور در میدان ولیعصر و بلوار كشاورز در تهران شده است.

حمله برخی عناصر تندرو به سیدمحمدخاتمی نیز با مداخله مردمی و ماموران انتظامی مواجه شد .  در حالی که رئیس جمهور سابق کشور در میان هزاران نفر از مردم حامی جنبش سبز در مسیر خیابان حجاب به سمت میدان فلسطین حاضر شده بود «گروهک فشار» به رهبری ابوالفضل شریعتمداری، فرزند حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه تندروی کیهان با اطلاع قبلی از مسیر عبور خاتمی ناگهان به او حمله کردند، در لحظات ابتدایی، آنها عمامه خاتمی را بر زمین انداختند و قصد ضرب و شتم رئیس دولت اصلاحات را داشتند اما با توجه به جمعیت انبوه مردم، بلافاصله مردم در برابر این گروهک تندرو ایستادند و جواب این  تعرض را به خوبی به آنها دادند.

خبرهای رسیده از راهپیمایی امروز تهران حاکی از آن است که مهدی کروبی نیز در میان استقبال پرشور مردم و در میان حلقه‌ای که مردم برای جلوگیری از هرگونه تعرضی به دور او زده‌اند از میدان هفت‌تیر به سمت دانشگاه تهران در حال حرکت بود.

پس از پایان مراسم نیز طیفی از معترضین در خیابان آزادی به سمت غرب و در خیابان كارگر به سمت شمال به شعارهای خود و در دست گرفتن نمادهای سبز پرداختند.

براساس گزارشی از تقاطع بلوار كشاورز و خیابان كارگر، معترضین از شمال و جنوب در حال حركت بودند و حامیان دولت نیز در میانه چهارراه با پرچمهای خود حضور داشتند و شعار می دادند كه سرانجام حامیان موسوی به هم پیوند خوردند و نیروی انتظامی ناگزیر دیوار انسانی كه تشكیل داده بود را شكست و برخی شعار نیروی انتظامی حمایت حمایت سر دادند.

صدا و سیما به مانند سیاست های یکجانبه گذشته خود با گرفتن تصاویر بسته یا از بالا جمعیت جنبش سبز را سانسور کرد و صدها هزار نفر را نادیده گرفت.
همچنین در حاشیه مراسم امروز روز قدس در محدوده راهپیمایی شبکه تلفن همراه دچار اختلال شد و همچنین خطوط اینترنتی قطع یا با اختلال روبرو است.
|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 10:20  
 دفتر مهندس موسوی: میر حسین موسوی در راهپیمایی روز قدس شرکت خواهند کرد

به گزارش خبرنگار کلمه دفتر مهندس موسوی اعلام کرد که وی به مانند سال های گذشته در راهپیمایی روز قدس شرکت می کند.

 

در پی تماس ها و سوال های انجام گرفته در مورد تظاهرات روز قدس امسال دفتر مهندس موسوی با اعلام این که روز قدس یادگار گرانقدر امام خمینی و روز مستضعفان و اسلام است اعلام کرد که وی همراه با سایر مردم در تظاهرات روز قدس شرکت خواهد داشت.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 9:59  
 برخی ادعاهای طرح شده در پنجمين جلسه دادگاه‌های اخير کذب است

دکتر قربان بهزاديان نژاد، رئيس ستاد مهندس ميرحسين موسوي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در مصاحبه با خبرنگار کلمه نسبت به طرح مطالب خلاف واقع  در جلسات دادگاه‌هاي اخير اعتراض کرد و در مورد آنها توضيحاتي را ارائه نمود.

وي دراين گفتگو با تاکيد بر اين که مطالب خلاف واقع عنوان شده در دادگاه‌هاي اخير بسيار زياد است به برخي از اين موارد که در پنجمين جلسه اين دادگاه‌ها عنوان شده‌اند اشاره کرد و توضيح داد: «از جمله در اين جلسه ادعا شده بود که کسي مسئول کميته آي تي ستاد بوده است در حالي که در ستاد انتخاباتي مهندس موسوي اساسا کميته‌اي به نام آي تي وجود نداشت. البته اگر چنين کميته‌اي وجود هم مي‌داشت و کسي مسئوليت آن را به عهده مي‌گرفت عمل خلاف قانوني صورت نگرفته بود. منتهي اين گونه افسانه‌پردازي‌هاي بي‌مورد نشان مي‌دهد که در برخورد با افرادي که محاکمه مي‌شوند هيچ‌گونه اصراري بر اتکا به واقعيت‌ها وجود ندارد و در مورد افرادي که محاکمه مي‌شوند حتي تحقيقات ساده و صحيح ابتدايي صورت نگرفته است و گردانندگان اين ماجرا به صرف گمان و سناريوپردازي‌هاي خود براي ايراد اتهام و محاکمه فرزندان انقلاب اکتفا مي‌کنند.»

دکتر بهزاديان در ادامه سخنان خود به نمونه ديگري از اطلاعات غلط ارائه شده در دادگاه‌ها اشاره کرد و گفت: «اساسا در ستاد آقاي موسوي جز به عوامل خدمات و حفاظت ساختمان به هيچ‌ شخص ديگري هيچ‌گونه دستمزدي از سوي ستاد پرداخت نمي‌شد و افراد شاغل در اين ستادها صرفا بر اساس علاقه شخصي و به صورت داوطلبانه همکاري مي‌کردند.»

دکتر بهزاديان در ادامه اين مصاحبه در پاسخ به سوالي در مورد اعتبار سايت‌ها و صفحات خبري که به نام مهندس موسوي در اينترنت وجود دارد توضيح داد: «تعدادي از علاقمندان به آقاي موسوي به صورت خودجوش اقدام به ايجاد صفحات خبري و شبکه‌هاي مجازي کرده‌اند که تا اندازه‌اي که مطالب اين صفحات با مواضع اعلام شده از سوي ايشان در بيانيه‌هايشان و نيز سايت کلمه مطابقت دارد مورد سپاسگزاري ايشان است، منتهي به جز سايت کلمه و در صورت راه‌اندازي سايت قلم، ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني جنبه رسمي ندارند.»

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 9:59  
 نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران

محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف و تاریخ ساز ایران
آنچنانکه می دانید خادم شما در روزهای پس از انتخابات و در تندباد حوادثی که در سه ماهه گذشته از سر این مملکت و نظام گذشته است، نامه های هشدار دهنده و آگاه کننده پی درپی و متناوبی را خطاب به مسئولین امر نوشته است بدین امید که گشایشی حاصل گردد و مبادا که حقی ضایع شود و ظلمی صورت بگیرد و ظلم و آه مظلومان دامان ما را بگیرد و رها نسازد؛ چه آنکه به توصیه دین و تجربه تاریخ می دانیم که: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.
سه ماه از سر مملکت ما گذشت، اما چگونه سه ماهی؟ اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما ساعتی به خواب رفتیم و بیدار که شدیم، گویا که به خواب اصحاب کهف فرو رفته باشیم، همه چیز را دگرگون شده دیدیم؛ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر اما همانطور که پیشتر هم گفته ام دیگر بیدار ماندن تا صبح هم کارساز نبود؛ چراکه قبح دزدیدی شبانه ریخته و این بار کار به رهزنی رسیده بود. این اما تازه اول ماجرا بود. هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را پاسخ دادند اما نه با برهان و منطق که با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم. در کوچه و خیابانها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم؛ صحنه هایی که خاطرات دوران جوانی ما را زنده می کرد. به مرور زمان و در گذر حوادث اما خبرهایی دیگر رسید از شکنجه و انجام اعمال حیرت آور از درون بازداشتگاههای بی نام و نشان؛ خبرهایی که بر حیرت من و هر ناظر و بیننده ای می افزود. افرادی می آمدند و نقل می کردند یا با سند و شهادت نشان می دادند در ایام محبس چه از سر آنها که نگذشته است؟
خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم؟
طبیعی بود که رگهای غیرت به جوش آیند. که مگر می شد با شنیدن این اخبار و گزارش ها آرام نشست و سر راحت بر بالین گذاشت؟ اینچنین بود که دست به نوشتن نامه ای خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بردم. نوشتم که خبر از تجاوز و شکنجه و انجام اعمال غیر معمول می رسد و من بی هیچ داوری از شما می خواهم که تحقیق کنید و دریابید که آیا چنین فجایعی رخ داده است یا نه؟ این نامه که منتشر شد اما پاسخ آن، هیاهوهای بسیار بود که آغازیدن گرفت و بارانی از دشنام و تهدید بود که بر سر من باریدن گرفت. خطیبان جمعه در اقدامی هماهنگ و برآمده از دستورالعمل های اداری، از تریبون نمازجمعه هرآنچه توانستند علیه من گفتند و به من نسبت دادند. اینچنین بود که تردیدهای من جدی تر شد. با خود گفتم که اگر چنین فجایعی رخ نداده بود می گفتند که رخ نداده است، اما حملاتی بدین صورت غیر معمول از تریبون های کوچک و بزرگ نماز جمعه و فحاشی هایی چنین نامعمول از سوی برخی مطبوعات نشان از آن دارد که آتشی به خرمن عده ای افتاده است. خود را مکلف دیدم که بایستم و از میدان به در نشوم.
نامه ای که به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته بودم برای بررسی در اختیار رئیس قوه قضاییه وقت قرار گرفت و آیت الله شاهرودی نیز دستور پیگیری ماجرا را به دادستان کل کشور،آقای دری نجف آبادی، داد. آقای دری تماسی با من گرفت و مقرر شد تا نماینده ای را نزد من بفرستد. آن نماینده آمد و من از باب نمونه، فردی را که مدعی بود علاوه بر شکنجه مورد تجاوز نیز قرار گرفته است، به ایشان معرفی کردم. نماینده اقای دری نیز تاکید کرد که کسی از ماجرا باخبر نشود تا خللی در روند رسیدگی پدیدار نگردد و حتی در خواست کرد که بازجویی خارج از محل دفتر من و در مکانی دیگر صورت پذیرد که کاملا محفوظ بماند. تا اینجای کار برخوردها معقول بود. تا اینکه پای دادستان اکنون معزول تهران به ماجرا گشوده شد. او تماسی با من گرفت و گفت که نماینده ای را برای بررسی ماجرا به ملاقاتم می فرستد. آن فرد آمد و از من شاهد و نمونه خواست. صحیح آن بود که من مطابق قراری که با نماینده آقای دری گذاشته بودم، می گفتم که به دستور آقای شاهرودی، اکنون آقای دری و نماینده ایشان درحال پیگیری ماجرا هستند و از من خواسته اند که اطلاعات خود را با فرد دیگری درمیان نگذارم. اما از انجا که درکار خود مشکلی نمی دیدم و بنا را بر احقاق حق و تعامل با مسئولان می دیدم، به نماینده دادستان معزول تهران این فرصت را دادم که در اتاقی در دفتر کارم با همان شاهدی که نماینده آقای دری نیز پای سخنش نشسته بود ملاقات کنند و شرح شکوه و شکایت او را بشنوند. گفتم که اگر می خواهید مکان دیگری را برای ملاقات با آن شاهد معین کنید که نماینده دادستان تهران اما برخلاف نماینده آقای دری گفت انجام ملاقات در دفتر خود من را مناسبتر تشخیص داد.
بر خلاف ملاقات اول که به خوبی انجام شد این ملاقات اما صورتی دیگر به خود گرفت. آنچنانکه در اثنای جلسه آن پسر بیرون آمد و گفت که اینها به دنبال چیز دیگری هستند و دعوی پیگیری قضایی ندارند، بلکه در اندیشه برخورد سیاسی و پاک کردن صورت مساله اند. گفت که نماینده دادستان تهران می خواهد که همراه او به پزشکی قانونی بروم. او را مجاب کردم که همراه آنها برود. در راه اما آنها به بازجویی سیاسی خود ادامه داده و به او گفته بودند که تو باید به خاطر خدا و به خاطر خانواده و آبرویت سکوت می کردی و نباید آلت دست سیاست بازان می شدی و بسیاری سخنان دیگر از این دست که اکنون مجال شرح آن نیست.
آن روز گذشت و فردای آن، همان پسر، وحشت زده نزد من آمد و گفت که رفته اند و در محله از خانه و همسایه درباره او تحقیق کرده اند. گفتم وحشت نکن، هدف آنها کشف حقیقت است. پسر اما باری دیگر به من مراجعه کرد و گفت که آنها ماجرا را به پدر او گفته اند و آبرویش رفته است و پدر او مدام گریه می کند. از پسر خواستم که پدرش را نزد من آورد تا با او سخن بگویم و آرامش کنم. آن پسر اما رفت و دیگر خبری از او نشد. پس از مدتی سه شنبه گذشته پدر به سراغ من آمد درحالیکه نگران فرزندش نیز بود. مردی بیش از هفتاد ساله و محترم را دیدم که اندوه از چهره و سخنش می بارید. می گفت ما مسلمان و مذهبی هستيم و چرا با ما چنین کردند؟ عکس هایی را از جیب خود درآورد و نشانم داد تا از سابقه شان گفته باشد. تصویرهایی از زمان جنگ که پسر مجروحش را خوابیده بر تخت بیمارستان نشان می داد، درحالیکه رهبری فعلی – رئیس جمهور وقت- در عیادت از مجروحین بر سر تخت او ایستاده و درحال بوسیدن فرزند مجروح اوست و فرزندش نیز دست خود را بر گردن ایشان انداخته است. می گفت که سابقه ما آن بوده است و امروز ما نیز چنین است. شکوه و شکایت داشت که آبروی ما را در محله برده اند و از کسبه محله نیز درباره ما پرسیده اند. می گفت که من در خانه مان وحشت دارم. او را در ماشینی سوار کرده و درباره پسرش سوال پیچش کرده اند و او هم توضیح داده بود که فرزندش دانشجو و صادق و راستگو است. با این حال به این نیز بسنده نشده بود. می گفت که بعد از این به خانه آمدم و ساعتی بعد زنگ خانه به صدا درآمد. پایین آمدم و در را باز کردم اما کسی نبود، بالا که آمدم دوباره زنگ خانه به صدا درآمد و دوباره در را باز کردم و کسی را ندیدم. این اتفاق برای بار سوم هم افتاده بود و این بار که او در را گشوده بود با موتورسواری روبرو شده بود که در مقابل خانه آنها قرار گرفته و فردی نیز با چهره مهیب بر ترک آن درحال عکس برداری از خانه آنها و داد و فریاد و بدگویی علیه شان در محله بود. پدر می گفت که با این اتفاقات ما در این خانه دیگر امنیت و آرامش نداریم.
گویا اینها ماموران تحقیق بودند که برای کشف حقیقت و دستیاری قضاوت آمده بودند. واین نتیجه و دستاورد ما بود از اولین سندی که در اختیار دستگاه قضایی قرار دادیم. دستگاه قضایی در نظام اسلامی که خود را با رویه حضرت امیر مقایسه می کند، برای تحقیق قضایی به هدف تهدید، موتورسوار مسلح سراغ شاکیان فرستاده بود. شرم است از بردن نام حضرت امیری که برای کندن خلخال از پای یک زن یهودی به خود می پیچید و اسوه عدالت بود و باری نیز که در دادگاه به شکایت یک یهودی حاضر شد و قاضی نام ایشان را به کنیه برد، به اعتراض گفت که در پیشگاه قضاوت، من و این یهودی با هم برابریم.
و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد.
بدین ترتیب حوادثی که از سر یکی از شهود ما گذشت درسی شد تا بقیه شهود را دست و پا بسته در اختیار دادستان معزول تهران قرار ندهیم. دادستان کل کشور آقای دری نیز از سمت خود برکنار شده و بنابراین تمام درها بسته شده بود. این درحالی بود که فحاشی ها علیه مهدی کروبی از تریبون های رسمی و توسط مطبوعاتی که از پول بیت المال ارتزاق می کردند نیز هر روز فزونی می گرفت. اینچنین بود که نامه ای به ریاست جدید قوه قضائیه نوشتم و درخواست دادخواهی و رسیدگی به ماجراها را کردم. در نتیجه ی این نامه بود که کمیته ای سه نفره به دستور ریاست جدید قوه قضاییه تشکیل و مسئول پیگیری حوادث بعد از انتخابات و رسیدگی به شکایات خانواده مصدومین روحی و جسمی شد. جلسه اول تشکیل شد که جلسه خوبی هم بود. در این جلسه علاوه بر سندی که پیشتر در اختیار دادستان تهران و دادستان کل کشور قرار داده بودم، دو سند دیگر نیز ارائه کردم که اکنون بر خود می بینم شرح کامل تری از آنها را برای شما مردم گزارش دهم.
سند دوم که با مدارک کامل نیز همراه بود شرح ماجرای رفته بر خانمی بود که در تظاهرات خیابانی بازداشت شده و آنچنانکه خودش می گفت در ماشین با برآمدگی های جسمی او ور رفته بودند و وقتی که به محل مورد نظر رسیده از او خواسته بودند شلوارش را از پایش درآورد که او نپذیرفته اما آنها او را درحالی که به زمین نیز افتاده بود مجبور به درآوردن شلوارش کرده بودند. در همین اثنا مسئول بالاتری آمده و اعتراض کرده بود که اینجا چه خبر است و ماموران گفته بودند که او از بی حیایی لباسش را درآورده و خود را بر زمین انداخته است تا آبروی ما را ببرد؛ حال آنکه آن زن نیز فریاد می زده و داد و بیداد می کرده است که آنها به زور با او چنین کرده اند. والله اعلم!
سند سوم نیز مربوط به جوانی بود که عضو یکی از گروههای سیاسی قانونی هم بود و مادرش با من تماس گرفته و او را نزد من فرستاده بود.او خودش مدارک پزشکی قانونی و همچنین یک سی دی به همراه داشت که نشانگر ضرب و شتم شدیدش بود. این فرد مدعی نبود که مورد تجاوز قرار گرفته است اما عکس ها نشانگر التهاب و قرمزی مقعد او نیز بود.می گفت که در زیر شکنجه و کتک بیهوش بوده و نمی داند که با او چه کرده اند و اگر مورد تجاوز قرار گرفته نیز نفهمیده است. پزشکی قانونی نیز در این خصوص با تایید التهاب مقعدی، بررسی بیشتر را نیازمند نامه جدید و حکم قضایی دانسته بود. او پنج روز در بازداشت به سربرده بود اما در این چند روز آنچنان به صورت پی در پی مورد ضرب و شتم سنگین قرار گرفته بود که ماموران تصور کرده بودند او مردنی است و بنابراین گفته بودند که می خواهیم تو را به اوین منتقل کنیم اما در نهایت چشم و دست بسته در بیابان رهایش کرده بودند. یاللعجب!
اینها سه سند کتبی بود که در جلسه اول ارائه کردم و درباره دو سند دیگر نیز به صورت شفاهی صحبت کردیم و گفتم که این دو مورد نیز مطرح است اما سندی کتبی در خصوص آنها وجود ندارد. یکی از آنها ترانه موسوی واقعی بود که گفتم خانواده اش به ما راه نمی دهند و بهتر است که شما خود با هدف تحقیق، ماجرا را دادخواهی و پیگیری کنید. شاهد صحت ماجرا هم تلاش مذبوحانه ای بود که عده ای برای ساختن ترانه موسوی قلابی انجام داده بودند. کمیته اگر کارش تحقیق بود باید به سراغ محفل نشینانی می رفت که آن فیلم کذایی را برای پخش در رسانه ملی ساخته بودند؛ همانهایی که به خانواده ترانه موسوی قلابی گفته بودند "شما کاری با ترانه واقعی نداشته باشید، آن را خودمان حل می کنیم". گویی مهدی کروبی همه جرمش این بود که اسرار ماجرای «ترانه» را هویدا کرده و از سناریویی مشابه با سناریوی قتل های زنجیره ای پرده برداشته بود. زبان سرخ او سر سبز روزنامه اعتماد ملی را نیز بر باد داد که به محض افشای این ماجرا روزنامه نیز تعطیل شد. ماجرای ترانه واقعی را آنچنانکه شنیده بودم به صورت شفاهی برای کمیته بازگو کردم. ترانه موسوی به همراه یک دختر و چند پسر دیگر در مقابل مسجد قبا در روز مراسم سالگرد آیت الله بهشتی بازداشت شده بودند. دخترها پس از بازداشت شماره تلفن خانه شان را ردوبدل می کنند تا هریک که آزاد شد خانواده دیگری را از بی خبری بیرون آورد. آنها در همان روزهای بازداشت و درمیانه ضرب و شتم ها و به هنگام انتقال از یک مکان به مکانی دیگر متوجه غیبت ترانه موسوی می شوند. بدین ترتیب آن دختر دیگر وقتی که آزاد می شود با خانواده ترانه و همچنین با کمیته پیگیری تماس گرفته و گفته است که ترانه با ما بوده و مفقود شده است. مادر ترانه اما که گویا بسیار می ترسید گفته بود که دیگر با او تماس نگیرند. این دختر در کمیته پیگیری اینجانب و آقای موسوی نیز حاضر شده و تمام توضیحات لازم را در خصوص ترانه واقعی داده بود. از هیات سه نفره خواستم که حقیقت یابی در خصوص این سند شفاهی را نیز انجام دهند و از آنجا که هویت سناریونویسان درباره ترانه قلابی روشن بود، راههای حقیقت یابی نیز در دسترس و آسان به نظر می رسید. من بر این تصور بودم که در دستگاه قضایی علوی، از ما اشارتی کافی است تا آنها به سر بدوند. والله اعلم!
سند شفاهی دومی که در همان جلسه اول ارائه کردم مربوط به خانمی بود به نام سعیده پورآقایی. گفتم که درباره فردی به این نام هم به من خبرهایی داده اند و می گویند فرزند جانباز است که البته چون خود در خصوص آن خبر نداشتم و خانواده او را ندیده بودم درخصوص او محکم صحبت نکردم و خیلی سطحی از کنار آن گذشتم و در همین حد اشاره کردم که به هرحال برای او در تهران مجلس ختمی هم برگزار شده است. این سست ترین موردی بود که در جلسه اول ما با کمیته سه نفره بدان اشاره شد و خیلی سریع نیز از آن گذشتیم.
دو روز بعد از این جلسه اما در ادامه پیگیری هایم در خصوص این مورد خاص که اطلاع شخصی ام در موردش کمتر بود ملاقاتی داشتم با خانمی که خواهر ناتنی خانم پورآقایی بود. او گفت که پدرشان جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده است. او از من آدرس محل سکونت مادر سعیده را می خواست که زن پدرش بود و می گفت رابطه شان با آنها قطع است و او از محل سکونت آنها خبری ندارد. من نیز از آنجا که آدرسی از خانواده سعیده نداشتم از آقای مقیسه در ستاد آقای موسوی که این گزارش را به ما داده بود آدرس خانواده آنها را طلب کردم که ایشان ندادند از آن رو که روند تحقیقاتشان خراب نشود و آن خانواده نترسند. تلفنی نتوانستم از آقای مقیسه آدرس محل سکونت را بگیرم و درنهایت او را قاتع کردم که شنبه هفته گذشته درجلسه ای با حضور خواهر ناتنی سعیده شرکت کند. بدین ترتیب آقای مقیسه و خواهر سعیده را روبروی هم نشاندم و به سعیده گفتم که انشاءالله خواهرت کشته نشده است که او گفت این عکس منتشر شده متعلق به خواهر اوست و او قطعا کشته شده است. از آقای مقیسه خواستم که آدرس محل سکونت خانواده سعیده را به خواهر ناتنی او بدهد که اگر چنین نکند ابهامی برای خواهر او ایجاد خواهد شد. آقای مقیسه اما در اینجا به من گفت که ماجرای مرگ سعیده و آنچه تاکنون روایت شده بود کمی شک برانگیز است چراکه ما فهمیده ایم پدر او جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده و سعیده چندبار نیز سابقه فرار از خانه داشته است. من گفتم که شما کاری با این نکات نداشته باشید و برای رفع ابهام آدرس را به خواهر ناتنی سعیده بدهید که در نهایت نیز اقای مقیسه آدرس را به ایشان دادند.
این ماجرا گذشت و روز دوشنبه هفته پیش بود که آقای محسنی اژه ای در تماسی از من خواست که در جلسه ساعت دوبعدازظهر کمیته حاضر شوم و بدین ترتیب جلسه دوم کمیته نیز برگزار شد. اعضای کمیته در ابتدای جلسه با اشاره به اینکه می خواهند به بررسی هایشان ادامه دهند بدون آنکه درباره سندهای کتبی ارائه شده و ترانه موسوی هیچ بحثی انجام دهند یکباره از من پرسیدند که آیا گزارش و سخن جدیدی درباره سعیده پورآقایی دارم یا نه؟ که من شرح ماجرای دیدار خود با خواهر او را بازگو کردم و گفتم که نه تنها برخلاف آنچه گفته بودند پدر سعیده جانباز نبوده که شش سال پیش فوت نموده و سعیده چند بار از خانه فرار نیز کرده است و اینکه می گویند در هنگام الله اکبر گفتن به او تیراندازی شده هم صحت ندارد. و نقل کردم که این نکات را آقای مقیسه نیز به من گفته اند و شرح دیدار خود با خواهر ناتنی سعیده و سخنان آقای مقیسه را هم بازگو کردم. جالب اما آنجا بود که در این جلسه به جز این موضوع که از ابتدا نیز من به عنوان سند شفاهی و نه چندان محکم به آن اشاره کرده بودم، صحبتی درباره آن سه سند کتبی نشد و درباره ترانه هم صرفا بحث کوتاهی درگرفت.
در ادامه این جلسه البته بحثی طلبگی هم در گرفت درباره سخنانی که آقای رئیسی در میانه جلسه اول و دوم با خبرنگاران درمیان گذاشته و گفته بود:«اظهارات کروبی باید بررسی شود.» البته آقای خلفی متفاوت از آقای رئیسی از «بررسی اظهارات و مستندات» سخن گفته بود. من بدین ترتیب در جلسه گفتم که آنچه ما با شما درمیان گذاشته بودیم صرفا اظهارات و مدعیات نبود بلکه مستندات بود و درقالب سی دی ارائه شده بود. گفتند سی دی که سند نمی شود و من نیز گفتم که مگر در حین ارتکاب تجاوز می توانسته ام فیلمبرداری کنم که اکنون فیلم آن را در اختیار شما قرار دهم، و مگر من در محل ارتکاب جرم حاضر بوده ام و نخ انداخته ام که اکنون به شما بگویم چقدر فاصله میان آنها بوده است و آیا شما توقع دارید که من آلات جرم و تجاوز را هم ضمیمه پرونده می کردم؟ گفتم که من به دنبال سند آوردن هم نیستم و اینجا محکمه من نیست و اگر هم سندی به شما ارائه کرده ام برای آن بوده است که سرنخی باشد تا بروید و پیگیری کنید و نگذارید که حقی ضایع شود و ظلم کردن، رایج گردد.
بدین ترتیب در این جلسه تنها به دادن یک سند دیگر اکتفا کردم که مربوط بود به خانمی که در خیابان بازداشت شده و همانجا در داخل ماشین ون به او و دختری دیگر تجاوز شده بود. به آنها گفتم که این خانم بسیار وحشت زده ونگران است و گفته است که اگر پدر و مادرم از ماجرا باخبر شوند و بی آبرو شوم خودکشی خواهم کرد. از حساسیت ماجرا آنها را آگاه کردم و گفتم که بر آنهاست تا مراقبت لازم صورت بگیرد و مبادا درخصوص این شاهد نیز همچون سندی برخورد شود که در اختیار دادستان معزول تهران قرار دادم واسباب بی آبرویی یک فرد را در خانواده و محله ایجاد کردند. اسناد کتبی این تجاوز را هم در اختیار هیات قرار دادم و البته گفتم که مورد دیگری نیز هست که مربوط به خانم پرستاری است که بازداشت شده و عکس های او را من به دلیل حرمت با دقت نگاه نکرده ام اما همینقدر دیده ام که تمام بدن او در اثر ضرب و شتم سیاه شده بود و او نیز مدعی است که مورد تجاوز قرار گرفته است و اسناد آن را هم جهت تحقیق فردا برایتان می فرستم. و سپس تاکید کردم که ماجرای سند آوردن را در همینجا خاتمه می دهم و همین مقدار سند ارائه شده برای بررسی و روشن شدن ماجرا کفایت می کند.
درحالیکه این جلسه نیز به خوبی پایان یافت اما فردای ان روز به یکباره ورق برگشت. دفتر من و دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ و آقایان بهشتی و الویری و داوری بازداشت شدند. هیات سه نفره نیز به جای پیگیری ماجرا گزارشی شتابزده را منتشر کرد. و اکنون که من به گزارش شتاب زده کمیته پیگیری که روز شنبه منتشر شد نگاهی می اندازم یقین پیدا میکنم که اعضای این کمیته نیز دستور داشته اند که سروته ماجرا را جمع کنند و آنها نیز چنین شتابزده ماجرا را جمع کرده اند.اما دو نکته در خصوص گزارش آنها:
در این گزارش سخنانی از زبان من روایت شده است که من نگفته ام و درمقابل، در این گزارش هیچ اشاره ای به بعضی مطالب که من از زبان برخی شاهدان گفته بودم و بسیار وقیحانه بود همچون سخناني كه فاعل در هنگام تجاوز برزبان مي آورده، نیز نشده است.
نويسندگان شتابزده اين گزارش مدعي شده اند كه اينجانب هيچ مدرك و سندي مبني بر تجاوز وانجام اعمال خلاف عرف در بازداشتگاهها تا پيش از نوشتن نامه ام به رئيس مجمع تشخيص دردست نداشته ام. ياللعجب كه آقايان از زبان ما سخن مي گويند و براي خود مي برند و مي دوزند. مهدي كروبي آنگاهي نامه به رئيس مجمع تشخيص نوشت كه بسياري چهره هاي موجه به او مراجعه كرده و برخي بازداشت شدگان نيز به او پناه آورده و از آنچه بر آنها و ديگران گذشته بود خون گريستند. اگرچه اين چهره ها شجاعت بسيار به خرج دادند كه در سيلاب تهديدها و فحاشي ها و در ميانه ارعاب هاي گسترده حاضر شدند نزد فرد بي پناهي همچون مهدي كروبي بيايند و من همينجا شجاعت آنها را مي ستايم.
در حالی که در اين گزارش به اولین سند کتبی ارائه شده صرفا به اندازه پانزده سطر روزنامه ای و به دومین سند کتبی در حد هفت سطر روزنامه ای و به سومین نیز در حد پنج خط اشاره شده و کوچکترین اشاره ای نیز نشده است به چهارمین سند کتبی که در جلسه دوم ارائه گشت و درحالیکه درباره اولین سند شفاهی یعنی ترانه موسوی نیز فقط چهار خط روزنامه ای در این گزارش آمده است، بیش از دویست سطر روزنامه ای این گزارش که بخش اعظم آن را تشکیل می دهد مربوط به دومین سند شفاهی ما یعنی سعیده پورآقایی است که از قضا خود تشکیک کامل را بر آن وارد کرده بودیم. حال اگر بگوییم که این جنازه را کدام مقام دولت جمهوری اسلامی در اختیار خانواده آنها گذاشته است و اجازه دیدن جنازه را حتی به نماینده ستاد آقای موسوی نیز نداده بودند آیا ساختگی بودن کل ماجرا جهت انحراف پیگیری ها را به اذهان متبادر نمی شود؟ این ظن آنگاهی تقویت می شود که می بینیم همین ماجرای مشکوک، ملاک نوشتن کلیت گزارش شتابزده هیات سه نفره نیز قرار گرفته است.
البته باید در همینجا اشاره کنم که چه خوشحالم این کمیته به سراغ سند کتبی چهارم که در اختیار آنها قرار داده بودم نرفتند و حقیقت یابی خود را به همین مقدار محدود کردند و حداقل زندگی یک فرد دیگر و آبروی او را به بازی نگرفتند. جای شکرش باقی است و خدا را شاکرم.
کمیته سه نفره در پایان گزارش شتاب زده خود خطاب به ریاست قوه قضائیه خواستار برخود عادلانه و قاطع با اینجانب شده است. و بدین ترتیب نتیجه حق جویی قوه قضائیه چوبی شد که بر سر مهدی کروبی فرود آمد. من اما بسیار خوشحالم و از این فرصت استقبال می کنم و آن را هدیتی الهی می دانم؛ باشد که امکانی پیش آید تا بتوانم به صورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارم و بازگو کنم آنچه را که تا امروز نگفته ام و صدایی باشم برای حق خواهی. خرسندم اگر فرصتی دیگر به وجود آید تا من دامن جمهوری اسلامی را از این فجایع و بسیاری حوادث دیگر که بعد از رحلت امام پیش آمد و بر این مملکت گذشت پاک کنم.
مهدی کروبی امروز می داند و به یقین فهمیده است که انگشت بر جای خوبی گذاشته است. آنچنانکه از این هیاهوها و شتابزدگی ها برمی آید مشخص است که قبای آقایان لای در مانده است. توصیه حضرت امیر بود به مالک اشتر که به گونه ای حکومت کن که یک مظلوم حق خود را بدون لکنت زبان از ظالم بگیرد. ما کجا و توصیه های حضرت امیر کجا؟ فرزند مرحوم مطهری می گوید که خانمی به خانه ملت آمده و نزد او شکایت آورده که بر پسر او در بازداشتگاه چه گذشته است و بعد از آن، چنان با آن خانواده برخورد کرده اند که آن زن، خود تماس مجدد گرفته و گفته است که ما هیچ شکایتی نداشته ایم و به قول ما لرها "خر ما از کره گی دم نداشت". این همان گرفتن حق بدون لکنت زبان است که توصیه حضرت امیر به مالک بود! مشخص است که تدبیر امور چه سمت و سویی به خود گرفته است. هیاهوها و هتاکی های آغشته به تهدید در هفته های گذشته تا آنجا فزونی گرفت که خانواده هایی نیز نزد من آمدند و خواستند که پیگیری ها را ادامه ندهیم و از عاقبت خود می ترسیدند و می گفتند که تو نه فقط برای خود که برای ما نیز دردسر ایجاد خواهی کرد. البته وقتی دختر یک زندانی را بازداشت می کنند و سپس این دختر عفیفه را شبانه، چشم بسته در بیابان رها می کنند تا آنجا که صدای یک روزنامه مستقل اصولگرا هم در می آید و می نویسد که این دختر را با چادر پاره در بهشت زهرا رها کرده اند، باید فهمید که تدبیر ملک و عدل در این مملکت به دست چه کسانی افتاده است و باید حق داد به آنهایی که نگران آینده خود هستند.
وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است.
هیات سه نفره کار خود را پایان داد و خواستار برخورد قضایی با اینجانب شد و من اما قضاوت درباب خود را به داوری مردم و محکمه الهی وامی گذارم و نامه نگاري هاي خود در اين خصوص را در همينجا پايان مي دهم. اگرچه این توصیه را نیز با ریاست محترم قوه قضائیه باید درمیان بگذارم که مبادا در مسیر قاضی القضاتی، تحت تاثیر اراده های تحمیلی و بیرونی قرار بگیرند و از مسیر عدالت خارج شوند. چه آنکه ایشان در قیاس با دو رئیس پیشین این قوه از امتیازی ویژه برخوردارند و آن فرزندی آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی و دامادی آیت الله العظمی وحید خراسانی است. امیدوارم که کارنامه قضایی آیت الله لاریجانی به گونه ای نباشد که در پایان دوران ریاست ایشان بر قوه قضا لطمه ای به ساحت مرجعیت وارد شود.
والله اعلم بالذات الامور
مهدی کروبی
٢٣/٦/١٣٨٨

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 12:22  
 فراخوان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای شرکت در مراسم روز قدس

و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين

سي سال است كه آزاد انديشان و عدالت خواهان درست كردار در سراسر جهان به ابتكار اعجاز آميز امام راحل (ره) جمعه آخر ماه مبارك رمضان در محكوميت اشغالگري قدس شريف كه نمادي از مظلوميت و اسارت در دست يك دولت سراسر نامشرع ، جعلي و غاصب مي باشد به خيابان ها مي آيند وبرائت خويش را از جنايات و تماميت خواهي بين المللي يك اقليت محدود ، فرياد مي زنند و شاهديم كه اين حضور معنادار هرساله چون زلزله اي پايدار پايه هاي عنكبوتي استبداد و استعمار را مي لرزاند و روح مقاومت را برتن مجروح اين بقعه شريف اسلامي مي دمد .

مردم مسلمان ايران و اقصي نقاط جهان!

امسال در حالي به استقبال اين روز شريف مي رويم كه سردمداران جهاني با سو استفاده از غفلت و تفرقه مسلمانان و به خصوص اختلافات در داخل مجاهدان خود فلسطين دندان طمع را براي تعميق جنايات خويش ، تيز كرده اند و با القاي تفرقه و دامن زدن به اختلافات مذهبي و پرهيز از بيان اشتراكات ، مطامع استكباري و استعماري خويش را در آستانه تحقق نامشروع مي بينند .

نكند خداي ناكرده تدبير پير فرزانه اين انقلاب را كه روز قدس را روز بيداري اسلام ناميد در اثر اين اختلافات به فراموشي سپرده شود و آب در آسياب دشمن بريزد كه سالهاي سال در آرزوي حذف هويت اصيل اسلامي بيت المقدس به عنوان قبله اول مسلمين است .

ان شاءالله حضورغيورانه شما درراهپيمايي روزقدس در‌سراسر كشورهاي اسلامي و غير اسلامي و روستاها و شهرهاي ايران عزيز، بيدار باشي جاودانه به غفلت زدگاني باشد كه فكر مي كنند گذشت زمان غبار فراموشي بر آرمان فلسطين نشانده است و شما نيز مطمئن باشيد كه فجر صادق هميشه بعد ازتيره ترين زمان شب طلوع مي نمايد.

اكبر هاشمي رفسنجاني
رييس مجلس خبرگان رهبري
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 12:15  
 سید علیرضا حسینی بهشتی آزاد شد / دیدار سید حسن خمینی و جمعی از اعضای بیت حضرت امام با دكتر بهشتی

در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی ، مادر گرامیشان «همسر بزرگوار یادگار امام» و سید علی آقای خمینی  نیز حضور داشتند. 

به گزارش خبرنگار کلمه دکتر سید علیرضا بهشتی فرزند شهید آیت الله بهشتی و مشاورارشد میرحسین موسوی نیمه شب گذشته پس از 5 روز بازداشت  با قرار وثیقه ! آزاد شد.

در پی آزادی دکتر بهشتی  جمعی از اعضای بیت حضرت امام(ره)  سحرگاه امروز به دیدار ایشان در منزل وی رفتند . در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی ، مادر گرامیشان «همسر بزرگوار یادگار امام» و سید علی آقای خمینی  نیز حضور داشتند. 
 بیت حضرت امام(ره)  فریضه  نماز صبح  را  نیز در منزل دکتر بهشتی به جا آوردند.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 12:28  
 شورای عالی امنیت ملی: هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه روز قدس نباید شرکت کند

سلام: براساس مصوبه شورای عالی امنیت ایران، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی نباید در نماز جمعه روز قدس شرکت کند.

حضور هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه روز قدس کمرنگ شد.

به گزارش پایگاه خبری راهبردی سلام، بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ایران، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی نباید در نماز جمعه روز قدس شرکت کند.

یک منبع آگاه به سلام گفت: علت این مساله این است که، وضعیت چند روز اخیر کشور بدتر از زمانی است که آقای هاشمی در آخرین نماز جمعه شرکت کرد به همین خاطر ایشان نباید در این نماز جمعه شرکت نماید.

گفتنی است سید احمد خاتمی هم در گفت وگو با خبرگزاری ایرنا اعلام کرده است که، هنوز نام امام جمعه روز قدس تهران اعلام نشده اما برخلاف آنچه برخي رسانه ها نوشته اند خبر اقامه نمازجمعه توسط خود را نيز تکذيب نکردم.

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 11:47  
 العربيه خبر داد: تهديد هاشمي رفسنجاني به استعفا در صورت بازداشت كروبي

سلام:آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تهدید کرده است در صورت بازداشت مهدی کروبی از تمام مناصب خود استعفا خواهد داد .

شبکه العربیه دقایقی پیش به نقل از منابع خبری خود در تهران و گزارش نجاح محمد علی اعلام کرد ، اخباری مبنی بر صدور دستور بازدداشت شیخ مهدی کروبی یکی از رهبران اصلاح طلب ، دریافت کرده است .

به گزارش سلام  شبکه العربیه منابع خبری خود را موثق معرفی کرده است . در همین حال آیت الله هاشمی رفسنجانی تهدید کرده است در صورت بازداشت مهدی کروبی از تمام مناصب خود استعفا خواهد داد .

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 11:47  
 حضور یا عدم حضور هاشمی تفاوتی در برنامه سبزها ایجاد نمی کند

حضور یا عدم حضور هاشمی تفاوت در برنامه سبزها ایجاد نمی کند...شاید(اگر هاشمی نیاید)جمعیت بزرگ سبزها در راهپیمایی شرکت می کنند و در نماز شرکت نمی‌کنند، و همین برای به رخ کشیدن حضور آنها و تفاوت ایشان، کافی است.

ساعتی پیش برخی سایت‌های وابسته به دولت با ذوق‌زدگی خبرهای بی‌منبعی را منتشر کرده‌اند مبنی بر اینکه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی امام‌جمعه روز قدس نخواهد بود. آنها از حضور احمد خاتمی در این نمازجمعه خبر داده‌اند که البته این خبر دقایقی پیش توسط وی در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر تکذیب شد.

رسانه‌های حامی دولت البته تصور کرده‌اند که با انتشار این خبر، برنامه‌ریزی سبزها برای حضور در راهپیمایی روز قدس را بر هم خواهند زد و در راه سبز شدن روز قدس، سنگ‌اندازی خواهند کرد. اما غافل‌اند از اینکه این کار، شاید خدمتی بزرگ به سبزها باشد.

تا جایی که مطلع هستیم، هنوز تصمیم رئیس مجلس خبرگان رهبری برای حضور یا عدم حضور در نمازجمعه قطعی نشده است. اما از سویی او خود به این کار مایل نیست، چرا که می‌گوید چیزی بیشتر از خطبه‌های پیشین برای گفتن ندارد و وقتی گوش شنوایی نیست، دوباره گفتن معنایی ندارد. از سوی دیگر، رهبری نظام هم به یکی از نزدیکان هاشمی پیغام داده است که نباید در هفته‌های مختلف، صداهای متفاوتی از تریبون نمازجمعه شنیده شود.

با این حال تا جایی که به جنبش سبز مربوط است، حضور یا عدم حضور هاشمی تفاوت چندانی در برنامه سبزها ایجاد نمی کند. تنها یک تفاوت شاید ایجاد شود که آن هم به نفع ماست: جمعیت بزرگ سبزها در راهپیمایی شرکت می کنند و در نماز شرکت نمی‌کنند، و همین برای به رخ کشیدن حضور آنها و تفاوت ایشان، کافی است.

راهپیمایی روز قدس، چیزی جدا از نمازجمعه است. درست است که این راهپیمایی همیشه به نماز ختم می‌شده است، اما اگر این بار فشارها مانع از حضور هاشمی شود و یا شرایطی که آنها فراهم کرده‌اند به انصراف ایشان از حضور در نمازجمعه بینجامد، سبزها امتیازی دیگر کسب می‌کنند که لااقل نگرانی آنها را از امکان مصادره‌ی حضورشان به نفع حاکمیت، برطرف می‌کند.

آیت‌الله صانعی بسیار زیبا گفته بود که: «الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء» باید خدا را شکر کرد که عقل و تدبیر را از دشمنان ملت گرفته است. آنها با دست خود کاری می‌کنند شرایط برای ما بیشتر فراهم شود، همانطور که دیروز (جمعه) چنین کردند. گویی این آیه‌ی قرآن، شرایط امروز ما را بازگو می‌کند که: عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم (شاید چیزی را بد بپندارید ولی برایتان خوب باشد).

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 11:47  
 فضای اجتماعی و سیاسی كشور تنگ‌تر می‌شود؛ جزئیات بازداشت فرزند شهید مظلوم بهشتی
همسر سید علیرضا بهشتی در تشریح نحوه بازداشت مشاور ارشد میرحسین موسوی گفت: عصر سه شنبه ساعت 5 بعد از ظهر، 5 مأمور امنیتی به منزل فرزند شهید بهشتی مراجعه و با  حكم جلبی  كه امضای دادستانی تهران بر آن بود وارد منزل او شدند. همسر سیدعلیرضا بهشتی كه به همراه فرزندانش در منزل حضور داشتند می‌گوید در این حكم بر جلب و تفتیش محل استقرار آقای بهشتی بدون تفتیش حریم خصوصی تأكید شده است اما مأموران تمام اتاق‌ها ازجمله اتاق خواب را تفتیش كرده و  وسایل آن را به هم ریخته‌اند و حتی مقداری وسیله شخصی و یا اوراق درسی را هم با خود بردند. وی با اشاره به حضور 5/4 ساعته مأموران در منزل از برخورد زننده و زشت یكی از مأموران كه حكم جلب در دست او بود خبر داد و گفت وی حتی به نوۀ خردسال شهید بهشتی هم بی‌احترامی می‌كرد. گفتنی است مأموران پس از بازرسی منزل فرزند شهید بهشتی و دستگیری او به محل بنیاد حفظ و نشر آثار شهید مظلوم بهشتی مراجعه و ضمن جمع‌آوری كامپیوترها و اسناد محل این بنیاد را نیز پلمپ كردند.
|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 11:22  
 مرثیه ای برای انقلاب اسلامي، نامه فرزند شهید بهشتی به پدر

وی این نامه را در سالگرد مراسم 7 تیر برای پدرش نوشته بود.‬
‫متن این نامه بدین شرح است:‬

بار دیگر بی تو

چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.

پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟

اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.

یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:

تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید

سید علیرضا حسینی بهشتی هفتم تیرماه 1388

|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 11:22  
 بیانیه شماره 12 مهندس موسوی
مراقب باشيد آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند
بسم الله الرحمن الرحیم 
 
خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک  در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و  مسئولان ادعا مي‌كنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام مي‌دهيد؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگين‌تر خبر مي‌دهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود مي‌رساند باقي مي‌ماند. و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام  براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
اينجانب  به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت مي‌گويم و از خداوند آرزومندم ضايعه‌اي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.

مير حسين موسوي
|+| نوشته شده توسط موج راه سبز امید در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 11:22